Scorpions - Wind of Change

 

I follow the Moskva
Down to Gorky Park

تا انتهای پارک "گرکی" به دنبال "مسکوا" رفتم

 

Listening to the wind of change

در حالی که به نسیمی متحولگر گوش میدادم
An August summer night


Soldiers passing by

در یک شب تابستانی ماه آگست سربازانی را می دیدم که از جلوی چشمانم می گذرند


Listening to the wind of change

 

و به نسیمی متحولگر گوش میدادند

The world closing in

دنیا روز به روز کوچکتر می شود


Did you ever think
That we could be so close,like brothers

 

هرگز فکرش را می کردی که روزی مانند دو برادر به هم نزدیک باشیم!؟
The future's in the air

آینده همه جا هست

I can feel it everywhere

آن را همه جا احساس می کنم


Blowing with the wind of change

 

و با نسیمی متحولگر می وزد

Chorus:
Take me to the magic of the moment
On a glory night
Where the children of tomorrow dream away
In the wind of change
مرا به جادوی لحظه ای از شبی پر شکوه ببر که در آن

 کودکان فردا در نسیمی متحولگر در آرزویش هستند


Walking down the street

در امتداد خیابان قدم می زنم


Distant memories
Are buried in the past forever

خاطراتی دور در گذشته مدفون شده اند



I follow the Moskva
Down to Gorky Park

تا انتهای پارک "گرکی" به دنبال "مسکوا" رفتم


Listening to the wind of change

در حالی که به نسیمی متحولگر گوش میدادم

 

Take me to the magic of the moment
On a glory night
Where the children of tomorrow share their dreams
With you and me

مرا به جادوی لحظه ای از شبی پر شکوه ببر که در آن

 کودکان فردا آمال وآرزوهایشان را با من و شما به اشتراک می گذارند


Take me to the magic of the moment
On a glory night
Where the children of tomorrow dream away
In the wind of change


مرا به جادوی لحظه ای از شبی پر شکوه ببر که در آن

 کودکان فردا در نسیمی متحولگر در آرزویش هستند


The wind of change blows straight
Into the face of time

 

نسیمی متحولگر بر صورت زمان می وزد


Like a stormwind that will ring
The freedom bell for peace of mind

مانند طوفانی که ناقوس آزادی را برای آسودگی خاطر به صدا در می آورد


Let your balalaika sing
What my guitar wants to say

بگذارید "بالا لایکا"هایتان بخواندد شعری را که گیتار من میخواهد بگوید



Take me to the magic of the moment
On a glory night
Where the children of tomorrow share their dreams
With you and me

مرا به جادوی لحظه ای از شبی پر شکوه ببر که در آن

 کودکان فردا آمال وآرزوهایشان را با من و شما به اشتراک می گذارند



Take me to the magic of the moment
On a glory night
Where the children of tomorrow dream away
In the wind of change


مرا به جادوی لحظه ای از شبی پر شکوه ببر که در آن

 کودکان فردا در نسیمی متحولگر در آرزویش هستند

NIRVANA

 

بیوگرافی گروه نیروانا:

گروه نیروانا که یکی از محبوب ترین گروه های دهه 90 است در سال 1988 در Aberdeen واشنگتن در امریکا تشکیل شد و اعضای ان را Kurt Cobain که در 20 فوریه 1967 در Hoquiam به دنیا امد و در 5 اوریل 1994 در سیاتل خودکشی کرد . Krist Novoselic نوازنده گیتار باس متولد 16 می 1969 و Dave Grohl نوازنده درامز متولد 14 جون 1969 تشکیل می دهند . کرت توضیح می دهد که Grohl در واقع حدودا ششمین درامر ما بود که قبلا با گروه های دیگری کار کرده بود و بعد به ما پیوست . این گروه سه نفره پس از مضای قرار داد با کمپانی Seattle- based Sub pop Records اولین اهنگ خود را با نام Love Buzz/Big Cheese را منتشر کردند.

Jason Everman که دومین گیتاریست انها بود و بعد ها در البوم Bleach به انها پیوست و دستمزدی حدود ششصد دلار داشت . با وجود انکه عکس او روی جلد چاپ شد اما در ضبط نهایی هیچ قطعه ای را نزد و می خواست که به Mind Funk . Soundgarden یا Shunk بپیو ندد . این مجموعه توانایی نیروانا را در هماهنگ کردن ریف های سنگین و ملودی ها نشان داد و به سرعت بر تعداد هواداران شان افزود .

Channing ( درامر اول انها ) پس از یک تور اروپایی گروه را ترک کرد . پیدا کردن جایگزین برای اون سخت به نظر می رسید . اما Dan Peters از Mudhoney موقتا به انها پیوست . او در سال 1990 نیروانا را برای تک اهنگ Silver همراهی کرد . دیو گرول درامر جدید با ورود خود حسی از پایداری و دوام به گروه بخشید . گروه با ترکیب جدید خود کمپانی Geffen Records قرار دادی ابرومندانه می بندد . بستن این قرار داد البوم Nevermind را در پی داشت که موجب انفجار نام گروه در سطح جهانی شد . البوم مجموعه ای از قطعات مبهوت کننده بود که مرز های پیشین را در هم می شکست . خصوصا با ساختار متن Slow verse/Fast Chorus ان هم نیز این البوم ( زیر فرهنگ )((sub cultura Grunge ان را از زیر زمین بیرون اورد . و در سال 1992 در صدر جداول امریکا قرار گرفت و سایه ای بر کسانی چون مایکل جکسون (منو ببخشید که اسم این مرتیکه چندش اور رو اوردم ) و Dire Straits انداخت . نخستین قطعه البوم با نام Smells Like Teen Spirit در انگلستان رتبه اول را کسب کرد و پس از ان تحسین و مقبولیتی همه گیر را نصیب نیروانا کرد . در سال 1992 کرت با Courtney Love ازدواج می کند و حاصل ازدواج انها دختری با نام (فرانسیس) است . بسیار قابل پیش بینی بود که کرت با چنین محبوبیتی سخنگوی نسل خود شود . نخستین داستان بزرگ انها زمانی بود که مقاله ای در Vanity Fayre به چاپ رسید و در ان ادعا شد که Love در زمان بارداری هروئین مصرف می کرده و این باعث شد که انها در ماه اول تولد فرانسیس اجازه تنها ماندن با فرزندشان را نداشته باشند .

مصاحبه های انها بازگو کننده دشواری های پیش امده بر سر ضبط البوم بعدی بود که البته شایعه مصرف مواد مخدر به وسیله کوبین که به گفته خودش برای تسکین دردهای شکمی اش بود ... در ان بی تاثیر نبود . در همان زمان ضبط In Utero هم با مشکلاتی همراه شد به طوری که وقتی البوم منتشر شد تاثیر ان مثل Nevermind سریع نبود هر چند اهنگ سازی کوبین در قطعاتی چون Penny Royal tea . All Apologies و Rape me پیشرفت کرده بود .

انتشار MTV Unplogged در نیویورک راحتی اندکی به هواداران کوبین بخشید زیرا اجرای این برنامه نشان از درک و همشمندی خواننده داشت . در این برنامه گروه تعداد زیادی از قطعات دیگران را دوباره اجرا کرد و با اجرای تازه از قطعات خود و برنامه ان شب را به یکی از احساس بر انگیز تزین صحنه ها و اواهای دهه 90 بدل کرد . حرکت به سوی نابودی در سال 1994 افزایش یافت . به طوری که پیش از ان که به سیاتل برگردد و در پنجم اوریل خودکشی کند . در حین اجرای کنسرت در ایتالیا به کما فرو رفت که تماما نشان از یک خودکشی ناموفق داشت.

مردی که مدت زیادی با این نظریه که :( نیروانا فقط یک گروه پانک است ) مخالفت شدید می کرد عاقبت بدست موفقیتی که او و گروهش را پشت سر گذاشت نابود شد . پس از مرگ کرت کوبین اعضای گروه هر کدام سعی کردند گروه های خود را تشکیل دهند و یا به کسان دیگر بپیوندند .

نیروانا را میتوان پرچم دار و سلطان سبک (( گرانج )) نامید که تاثیر به سزایی بر گروه هایی که پس از انها فعالیت خود را شروع کردند داشت

کنسرت محسن نامجو و گلشیفته فراهانی

جشنواره ي بين المللي فيلم ونيز امسال در شب قبل از اختتاميه پذيراي اجراي محسن نامجو خواننده و گلشيفته فراهاني بود. جشنواره ي امسال ونيز شصت و دومين دوره اي آن را مي گذراند.
اين جشنواره كه يكي از فستيوال هاي معتبر جهان مي باشد از تاريخ يازدهم شهريور ماه آغاز به كار كرده است و تا بيست و امشب به پاياين خواهد رسيد.
كنسرت محسن نامجو طبق برنامه شب قبل از اختتاميه برگزار شد . محسن نامجو در اين كنسرت بعضي از آثار جديدش را اجرا نموده و بعضي از آهنگ ها هم با تنظيم اركستر اجرا گرديد و در اين اجرا ها گلشيفته فرهاني هنرمند از ايران رفته نوازندگي پيانو و همخواني در چند قطعه را به عهده داشته است. اين اجرا در ساعت ١١ شب  به وقت ايتاليا انجام شد.
آلبوم جديد محسن نامجو مراحل پاياني خود را مي گذراند كه در ماه هاي آينده وارد بازار مي شود و در اين آلبوم نيز گلشيفته فرهاني نوازندگي پيانو را برعهده داشته است .

معرفی گیتار Bass

معرفی گیتار Bass

 

 

گیتار بیس نوعی ساز زهی است که صدایش به وسیله یک تقویت کننده الکتریکی (آمپلیفایر) تقویت می‌شود. این ساز که برای تولید صداهایی با فرکانس و تن پایین استفاده می‌شود، از نظر ظاهری بسیار شبیه به گیتار الکتریک می‌باشد با این تفاوت که بدنه بزرگ‌تری دارد، دسته‌ و میزان‌ بندی‌ اش بلندتر است، و معمولاً دارای چهار سیم (گاهی پنج یا شش) می‌باشد که از نظر تن یک اکتاو پایین‌ تر از گیتار الکتریک، در محدوده بیس کوک می شود. گیتار بیس می‌تواند پرده‌‌بندی داشته‌باشد و یا خیر، اما در اکثر موسیقی‌های عامه‌پسند بیس‌های پرده‌بندی شده رایج‌اند. علاه بر این‌ها گیتار بیس آکوستیک تو خالی نیز موجود می‌باشد.

 

گيتار بيس يكي از ساز‌هاي پايه در اركستر ميباشد . ممكن است بم‌ترين صداي گيتار كلاسيك زيرترين صداي گيتار بيس باشد . نقش اين ساز در گروه فضاسازي مي‌باشد و هرگاه در يك گروه گيتار بيس وجود نداشته باشد به وسيله كيبورد اين ضعف جبران مي‌شود . البته در خيلي از كارهاي معروف نقش بيس را كيبورد بازي مي‌كند .
قیمت گیتار بیس آکبند از 130000 هست تا 3 میلیون که توی ایران تا این قیمت ها وجود داره.
قيمت سيم 4 گيتار بيس گاه به 40 هزار تومان و بيشتر هم مي‌رسد . ( البته تا اونجا كه من مي‌دونم و اگه شما بالاتر سراغ داشتين ما رو هم خبر كنين )
معمولا كسي با بيس تك نوازي نمي‌كند و تنها ريتم مي‌زند اما در برخي از گروه‌ها ممكن است اين عمل اتفاق بيفتد .( مانند ريك در گروه ياني ) در گروه‌هاي متال و راك نيز گيتار بيس نقش بيشتري دارد و معمولا پا به پاي ديگر ساز ها تك نواري ميكند .
ضمنا اين ساز براي اجرا نياز به آمپلي فاير دارد .

HeavY metTal

هِوی مِتال زیرگونه‌ای از موسیقی راک است که با جدا شدن شاخه هارد راک از راک آغاز شد. گروه‌ها و نوازندگانی هم‌چون جیمی هندریکس نوازنده توانای گیتار، رونی جیمز دیو و گروه‌هایی همانند لِد زپلین، بِلَک سَبَث و وَسْپ در گسترش و تشکیل این شاخه موسیقی تأثیر داشتند.

سازهای استفاده شده در این سبک موسیقی به طور عمده گیتار برقی، گیتار بیس و درامز هستند که در شاخه‌های مختلف سازهای دیگر همانند ویولن، ویولن‌سل ,كيبورد و گيتار‌های آكوستيك به این مجموعه اضافه می‌شود. پس از گذشت چند سال از تشکیل اولین گروه‌ها در این سبک، متال نه تنها به صورت یک موسیقی قوی بلکه به ساختاری برای بیان عقیده‌های افراد که معمولاً ساختار اعتراضی داشت مبدل شد. متون قوی و تأثیر گذار پینک فلوید اگرچه در آن زمان در سبک متال اجرا نشدند اما پایه گذار مکتب اعتراض در موسیقی بودند که توانست هدف اصیل موسقی بلوز را از ابتدا با گیتارهای سیاه پوستان شنیده می شد را زنده کند. پس از ورود این ساختار به موسیقی متال افراد زیادی با مقاصد سیاسی اجتماعی و فرهنگی و مذهبی شروع به نواختن کردند.

موسیقی هوی متال خود به چند شاخه دیگر گسترش یافت که گاه به این مجموعه «موسیقی متال» یا بطور خلاصه «متال» نیز گفته می‌شود.

از زیر شاخه‌های این سبک می‌توان از:



نام برد.

هوی متال این سبک در اواسط دهه ۷۰ و پس از نفوذ هارد راک موجود در بریتانیا به امریکا شکل گرفت و در واقع همان هارد راک ولی با سلیقه امریکایی بود که در آن‌جا به آن کورد‌های سنگین تر و شعرهای اعتراض‌آمیز‌تر اضافه کردند و سبک جدیدی به نام هوی متال را به وجود آوردند. این سبک ریشه گرفته از بلوز و راک است که در آن بلوز کمرنگ شده و دیگر فراز و نشیب ریتم‌ها در آن از بین رفته ولی همان اثر روانی و حتی قوی‌تر را در شنونده به وجود می‌آورد. در این سبک هم مانند بقیه سبکهای راک گیتار نقش محوری دارد.

از گروههای و خوانندگان موفق این سبک می‌شود به این موارد اشاره کرد:

Ozzy Osbourne - Manowar - Black Sabbath - Motorhead - Iron Maiden - WASP


ترش متال Thrash Metal: این سبک را اصلی‌ترین سبک مشتق از هوی متال می‌دانند. گیتاری پرخاش‌گر، سرعتی، تکنیکی، جوی سنگین که عموماً چیزی نا‌موزون و فراتر از ملودی می‌نوازد. چیزی که شاید در اوایل کار با Speed Metal یکسان به حساب می‌آمد. اما گروههايی مثل متالیکا و مگادث که جزو بهترین‌های این سبک بودند چیزی فراتر از این را به نمایش گذاشتند که شامل ریفهای قوی گیتار بود.

از گرههای موفق و معروف این سبک می‌شود به موارد زیر اشاره کرد:

Megadeth - Metallica - Slayer - Testament - Sepultura - Pantera - Kreator


پاور متال Power Metal :پاور متال سبكی بسيار ريتميك و ملوديك و با سرعت نسبتاً بالا در جمع سبك های موسيقي متال به شمار مي آيد. از ويژگي هاي اين سبك مي توان به آواز بسيار ملوديك با صداي نسبتاً زير و شفاف, و در عين حال قوی و قدرتمند، استفاده از گيتار سولو های هم‌زمان و به كار بردن Double Bass Drum اشاره نمود. البته گروه هايی نيز چون Children of Bodom يا Kalmah موسيقي ملوديك اين سبك را با سبك آوازی موسيقی ملوديك دث متال درآميخته‌اند. فضای اين موسيقی عموماً حالتی حماسی و سرشار از انرژی دارد و داستان‌های فانتزی از جمله مهم‌ترين تم های مورد علاقه موسيقی‌دانان پاور متال به شمار می‌آيد.

Hammerfall- Blind Guardian - Symphony X - Children Of Bodom - Mob Rules - Iced Earth


دوم متال Doom Metal: سبکی که سهم تکنیک را در آن بسیار بالا می‌دانند. سبکی بسیارآرام، وحشت آور و با یک حس سنگین. از گیتاری سنگین برای القای این حس در این سبک استفاده می‌کنند.دووم متال دارای چند زیر شاخه می باشد که از آن جمله می توان به : Drone Doom. Funeral Doom. Sludge Doom. Black Doom. Experimental. Death Doom. Traditional Doom. Stoner Doom. Gothic Doom. اشاره کرد. از گروههای و خوانندگان خوب این سبک می‌شود موارد زیر را نام برد:

Morphia - Anathema - Desire - Paradise Lost - My Dying Bride - Dawn of Dreams - Shape Of Despair - Monolithe - Void Of Silence - Khanate - Disembowelment - Unholy - Worship


آلترناتیو متال Alternative Metal: به عقیده بسیاری از کارشناسها Alternative را شاید بتوان مستقل تر از باقی سبکهای متال در نظر گرفت. سبکی که از دل هوی متال که در حقیقت هسته مرکزی موسیقی متال است بیرون آمده است. سبکی که همان گیتار هوی متال را دارد اما کمی با خواست عمومی منطبق‌تر است. با توجه به نوع موسیقی که ارائه می‌دهد از سبکهای دیگر متال بیشتر در دید عموم مطبوع واقع می‌شود. سبکی که در بدو ورودش در بردارنده Garage Punk، Funk، Rap، Industrial و چندی دیگر بود. این سبک را به درست یا غلط گاه NEW METAL و یا AGGRO METAL هم نام می‌برند.ريشه اصلی موسيقي Alternative Metal برخلاف ساير سبك های اصيل موسيقی متال، در موسيقی Grunge نهفته شده است و بدين سبب بسياری آن را به عنوان يك زير شاخه از موسيقی اصيل متال نمی‌شناسند.

از گروههای برجسته این سبک می‌شود به موارد زیر اشاره کرد:

Korn - System Of A Down - Slipknot - Godsmack - Static-X


دث متال Death Metal: سبکی‌ست که از دل Thrash بیرون آمده است. دارای موسیقی که سعی بر نشان دادن جنبه‌های مرگ، درد و وحشت از نظام اخلاقي يهودا - مسيحي دارد. موسیقی که اشعار حزن‌انگیز آن با صدای بلند و خشن ادا می‌شود. موسیقی که سرشار از ملودی‌های زیبا و قوی است و از مشخصه‌های آن، سولوهای با تكنيك و سرعت بالاست و همانند بسياري از شاخه‌هاي متال به مهارت فراوان در نوازندگي احتياج دارد. این موسیقی شاید در دید عموم دارای هواداران زیادی نباشد، اما جزو قوی‌ترین سبکهای موسیقی متال به حساب می‌آید. این سبک خود را بی شک مدیون گروه Death می‌داند، به طوری كه چاك شلداينر، پايه‌گذار گروه Death را، پدرخوانده‌ی دث متال می‌نامند.

دث متال شامل زیر شاخه هایی از این قبیل نیز هست : Melodic Death Progressive Death Death/Thrash Old School Death ِGrindcore Gore/Death از گروههای موفق این سبک میتوان به موارد زیر اشاره کرد :

Death - Morbid Angel - Deicide - Six Feet Under - The Crown - Children Of Bodom - Autopsy - Cannibal Corpse


اینداستریال متال Industrial Metal: سبکی که به خاطر وجود ریتمهای سنگین که به صورت مستمر تکرار می‌شوند و Distortion بالا که یادآور کار یک‌نواخت و پرسروصدای ماشینها در محیط صنعتی است Industrial نام گرفته و تلفیقی از موسیقی Electronic و متال است. از گروههای موفق در این زمینه به موارد زیر میتوان اشاره کرد :

Rammstein - Marylin Manson - Rob Zombie / White Zombie - Ministry - Devin Townsend


اسپید متال

Speed Metal: سبکی که شاید در اوایل دهه ۸۰ جزو پرطرفدارترین مشتقات Heavy به حساب می‌آمد. سبکی که طبق نامش سرعت اصلی‌ترین خصیصه آن به حساب می‌آید. سوزش و خشونت خاص خودش و حمله‌های سریع و دقیق به گیتار دارد. چیزی که به سرعت با Thrash قرین شد و گروههای بزرگی مثل Metallica، Slayer، Megadeth و Anthrax از آن سود بردند.


گوتیک متال

Gothic Metal: سبکی که جو سرد و غم انگیز Goth Rock را با صدای بلند و خشن هوی متال پیوند می‌زند. از ويژگي هاي اين سبك مي توان به استفاده گسترده از صداي زنان و سازهايي چون ويولون, هارپسيكورد و فلوت اشاره كرد. موسيقي گوتيك متال كه عموماً در گام هاي مينور ساخته مي شود فضايي بسيار ملودراماتيك و غمناك دارد. تم هاي عاشقانه و مذهبي و مسائل مربوط به مرگ و پس از مرگ, از موضوعات مورد علاقه موسيقي دان هاي اين سبك به شمار می‌آيد. در بخش هاي نمايشي اين سبك به وفور از عناصر داستان هاي كهن اروپايي مانند جادوگران, خون آشام ها, اژدها و غيره استفاده مي گردد. از گروه های تاثیر گذار در این سبک می توان به این موارد اشاره کرد : Tristania - Moonspell - Ashes You Leave - Havayoth - Draconian - The Sins Of Thy Beloved - Nightwish

بلک متال نیازی به توضیح بلک متال دیده نشد. اکثراً این نوع موسیقی را می شناسند. بعضی از زیر شاخه های بلک متال عبارتند از :

Melodic Black Metal. Depressive And Suicidal Black Metal. Raw Black Metal. Noise Black Metal. Ambient Black Metal. Symphonic Black Metal. Old School Black Metal. از گروه های معروف در این زمینه می توان به : Mayhem. Dimmu Borgir. Darkthrone. Marduk. Satyricon. Khold. Nargaroth. اشاره کرد.

SanTana

کارلوس سانتانا در «آتلان دو ناوارو»*[1] در «جالیسکو»ی*[2] مکزیک به دنیا آمد. که اکنون یک خیابان و یک میدان در این شهر به نام سانتانا است. کارلوس صاحب دو برادر به نامهای آنتونیو و خورخه و نیز چهار خواهر به نام‌های لورا، ایرما، لتیسیا و ماریا است.

پدر کارلوس، ژوژه سانتانا، نوازندهٔ ویولن بود. کارلوس نیز نوازندگی ویولن را از پدر آموخت. کارلوس در ۸ سالگی تحت تاثیر تران هنرمندان بلو از قبیل بی. بی. کینگ، جان لی هوکر و تی-بون واکر که از رادیو امریکا پخش می‌شد، به گیتار روی آورد.

پس از آن هنگامی که سانتانا فقط ۱۱ سال داشت، در کلوپ‌های شبانه شروع به نوازندگی گیتار کرد.

در سال ۱۹۶۰ خانوادهٔ سانتانا به سان‌فرانسیسکو نقل مکان کردند. یک سال بعد کارلوس نیز به آنها پیوست. در آنجا او به دبیرستان میشن رفت و زبان انگلیسی را آموخت و در سال ۱۹۶۵ نیز از دبیرستان فارغ‌التحصیل شد.

در اواخر سال ۱۹۶۶، تام فرازیر*[3] تصمیم گرفت که گروه موسیقی راک جدیدی تشکیل دهد. فرازیر (گیتار) به کارلوس سانتانا (گیتار ، آواز)، مایک کارابلو*[4] (پرکاشن)، راد هارپر*[5] (درام)، گاس رودریگز*[6] (گیتار باس)و جرج رولی*[7] (آواز) پیوست و گروه Santana Blues Band را به وجود آوردند.

پس از مدتی نام گروه به سانتانا تغییر یافت. در اواخر دههٔ ۶۰ گرچه گروه با چندین کمپانی موسیقی به توافق رسیده بود، اما گروه قرارداد را رد کرد. بنابراین هنگام اجرای گروه در فستیوال (Woodstock (۱۹۶۹ برای حدود نیم میلیون نفر، هنوز هیز آلبومی از آنها منتشر نشده بود. در پایان همان سال سانتانا با کمپانی «کلمبیا رکوردز» قراردادی امضا کرد و گروه اولین آلبوم خودش را با نام سانتانا منتشر کرد. بعد از آن سانتانا آلبوم‌های (Abraxas (۱۹۷۰ و (Santana III (۱۹۷۱ را منتشر کرد.

در آوریل سال ۱۹۷۳ سانتانا با دبورا سارا کینگ*[8] ازدواج کرد. آنها اکنون صاحب سه فرزند به نام‌های سالوادور، استلا و آنجلیکا هستند.

به عنوان عضوی از تالار مشاهیر راک اند رول،آهنگ‌های سانتانا تابحال بیش از ۹۰ میلیون نسخه در سرتاسر جهان فروش داشته‌است و بیش از ۱۰۰ میلیون نفر در کنسرت‌های او شرکت کرده‌اند. او همچنین برندهٔ ۱۰ جایزهٔ گرمی شده‌است.

سانتانا به همراه همسرش در سال ۱۹۹۸ بنیاد میلاگرو*[9] را پایه‌گذاری کرد و تابحال بیش از ۱٫۸ میلیون دلار به آن کمک کرده‌است. این بنیاد در زمینهٔ بهداشت، تحصیلات و هنر به کودکان محروم کمک می‌کند.

اخیراً سانتانا با مشارکت در ANSA (هنرمندان برای آفریقای جنوبی جدید) به جنگ علیه ایدز پیوسته‌است. او در سال ۲۰۰۳ تمام سود حاصل از تور امریکای خودش را به این امر اختصاص داد

انتخاب گیتار الکتریک

در گیتارهای الکتریک، یک یا چند "پیکاپ" ارتعاش سیمها را به فرکانس صوتی تبدیل میکند و صوت حاصل توسط یک آمپلی فایر تقویت می شود.

فرکانس صوتی تولید شده توسط پیکاپ ها قابل تغییر و فیلتر شدن است. لذا با استفاده از افکت ها (مثل distortion یا fuzz یا overdrive یا پدال wah-wah) صدای خروجی از گیتار الکتریک قابل اصلاح به سلیقه نوازنده است. Distortion یا Overdrive باعث ایجاد صداهای خشن تر و به اصطلاح دندانه دار می شوند در حالی که بعضی افکت ها صدای شفاف یا Clean ‌دارند.

گیتارهای الکتریک انواع مختلفی دارند، اما میتوان آنها را به دو نوع کلّی تقسیم کرد:


Guitar Hollow Body
Guitar Hollowed Body : این دسته از گیتار ها دارای بدنه تو خالی هستند و اصولا به عنوان نسل اولیه گیتارهای الکتریک به حساب می آیند. کاسه صدای این سازها معمولاً دارای دو سوراخ f‌ شکل (مثل ویولون) هستند. بهترین و معروفترین مدل های این نوع گیتار Epiphone و Gibson مدل ES هستند. این دسته از گیتارهای الکتریک در قدیم، در انواع موسیقی بکار می رفته اند، اما امروزه از این ساز، بیشتر در موسیقی جز و بلوز استفاده می شود.
audio file صدای گیتار Guitar Hollowed Body را بشنوید

Solid Body Guitar : این دسته از گیتارها دارای بدنه تو پر هستند و در اصل کاسه تولید صدای آکوستیک ندارند. شناخته شده ترین و معروفترین انواع این گیتارها- از نظر ظاهر- به صورت زیر طبقه بندی می شوند:

Stratocaster


Stratocaster : این نوع گیتار الکتریک برای اولین بار در دهه 50 میلادی توسط "لئو فندر" ساخته شد. گیتارهای مدل استراتوکستر، معمولترین نوع گیتار الکتریک هستند و به دلیل ویژگیهای خاص خود در تمامی سبکهای موسیقی، از بلوز گرفته تا راک و حتی متال، مورد استفاده قرار می گیرند. بهترین و شناخته شده ترین سازنده این نوع گیتار، فندر است و انواع این ساز را با امضاء بزرگترین نوازندگان استراتوکستر ( از Eric Clapton، Stevie Ray Vaughan و Mark Knopfler گرفته تا Jeff Beck و Yngwie Malmsteen) عرضه می نماید.
audio file صدای گیتار Stratocaster را بشنوید

برای اولین بار Whammy Bar (دسته ای برای شل و سفت کردن پیچ سیمها یا در حین نوازندگی برای ویبراتو) روی خرک این نوع گیتار ها نصب شد. استراتوکستر ها دارای قابلیت نوازندگی فوق العاده ای هستند و نسبت به مدلهای دیگر، بسیار سبکترند و همه این عوامل باعث محبوبیت استراتوکستر ها است. بدنه این ساز از چوب توسکا (Alder) یا چوب درخت زبان گنجشک (Ash) و دسته از جنس اقاقیا یا Rosewood (دسته های تیره) یا افرا Maple (دسته های روشن) است و دارای سه پیکاپ single coil است.

بزرگترین نوازندگان استراتوکستر عبارتند از: جیمی هندریکس، اریک کلپتون، جف بک، مارک نافلر، دیوید گیلمور، ریچی بلکمور(نوازنده گروه Deep Purple وRainbow)، ینگوی مالمستین، بادی گای و ...


Telecaster
Telecaster : این نوع گیتار الکتریک قدیمی ترین نوع از دسته گیتارهای Solid body است و اولین بار توسط فندر ساخته شد. تله کستر بسیار ساده است و قابلیت های این ساز نسبت به Stratocaster ها محدودتر است، اما صدای منحصر به فرد تله کستر ها همچنان طرفداران زیادی دارد. صدای تله کستر مقطع، شفاف و زنگ مانند است و به همین دلیل بیشتر نوازندگان کانتری و راک اند رول از آن استفاده می کنند. بدنه این ساز معمولاً از چوب توسکا (Alder) یا چوب زبان گنجشک (Ash) و دسته آن از چوب افرا (maple) است و دارای دو پیکاپ single coil است.

بزرگترین نوازندگان این ساز "پیت تاونزند" (یکی از بزرگترین گیتاریستهای حال حاضر از گروه افسانه ای The Who)، کیت ریچاردز (گیتاریست Rolling Stones)، آلبرت کالینز (یکی از متفاوت ترین نوازندگان بلوز که سبک او به ice blues معروف است و به او The ice man: master of telecaster می گفتند) و روی بوكانن هستند.
audio file صدای گیتار Telecasterرا بشنوید


Gibson Les Pauel
Gibson Les Pauel : گیتار مدل لس پاول گیبسون یکی از مرسوم ترین گیتار های الکتریک است. این مدل گیتار در آهنگهای بلوز، راک و هارد راک استفاده می شود. مزیت این سازها بکار گیری پیکاپ های هوم باکر (Humbucker) در آنها است که باعث از بین رفتن نویز در خروجی صدای آنها می شود و در نتیجه صدای گیبسون لس پاول به نسبت، کمی تودماغی و گرمتر است.

دسته یا neck این ساز نسبت به مدلهای دیگر کمی پهن تر است و کلاً گیتار گیبسون لس پاول، نسبت به انواع دیگر بسیار سنگین تر می باشد. بدنه انواع مرغوب این ساز از چوب ماهون (mahogany) و دسته آن از چوب ماهون یا افرا (maple) بوده و دارای دو پیکاپ هوم باکر است. بزرگترین نوازندگان این ساز گیتاریست گروه لد زپلین جیمی پیج (Jimi Page) ، اسلش، پیتر گرین (گیتاریست Fleetwood mac)، گری مور و زک وایلد (گیتاریست Ozzy Osbourn) و The Edge (گیتاریست U2) هستند.
audio file صدای گیتار Gibson Les Pauel را بشنوید


Flying V
Flying V : این نوع گیتارهای الکتریک، جزء گیتارهای با طراحی مدرن محسوب می شوند و دارای شکلی شبیه به حرف V هستند. از این ساز بیشتر در موسیقی هارد راک و متال استفاده می شود، هرچند آلبرت کینگ در دهه 70 از این ساز در موسیقی بلوز استفاده می کرده است. بدنه این ساز از چوب ماهون (mahogany) یا Korina ‌است و دسته عمدتاً از اقاقیا (Rosewood) یا آبنوس (ebony) می باشد و دارای دو پیکاپ هوم باکر است. بزرگترین نوازندگان این گیتار رادلف شنکر (گیتاریست scorpions)، رندی رودز (گیتاریست سابق Ozzy Osbourn)، جیمز هتزفیلد و کرک همت (از گروه metallica) و لنی کراویتز هستند.


Explorer
Explorer : این نوع گیتار نیز مثل مدل Flying V جزء گیتارهای با طراحی مدرن به حساب می آیند. هرچند در ابتدای تولید این ساز، استقبال چندانی از آنها نشد، اما بعدها این گیتار در موسیقی هارد راک و متال مورد استفاده قرار گرفت. مشخصات ساختاری Explorer ها نیز مشابه Flying V است. از نوازندگان بزرگ این ساز می توان به مارتی فریدمن (گیتاریست Megadeath)، آلن کالینز (از گروه Lynyrd Skynyrd) ، جیمز هتزفیلد، ماتیاس جابز (گیتاریست scorpions) و جانی وینتر (Johnny Winter) اشاره کرد.
audio file صدای گیتار Explorer را بشنوید

Anathema

Anathema ، یه گروه Doom ، Gothic متالی که در سال 1990 شکل گرفت. گروه توسط برادران Cavanagah شکل گرفت. دو برادری که هر دو گیتار میزدن. با خوانندگی Darren White ، بیس Duncan Patterson و درامری با نام John Douglas . با نام اصلیه Pagan Angel .

•Anathema یه گروه انگلیسیه Doom و Goth متاله. سبکی که میشه Paradise Lost و My Dying Bride رو هم ازش نام برد. Anathema خودشون بر این عقیدا که چیزی بین Doom و Death متال بوجود آمدن، به ظاهر کارهاشون هم بیان گر همین مسئله هست.
•Anathema کار هاشون رو با چند Demo در سال 1990 و 1991 شروع کردند. یکی از اینها An Iliad Of Woes هستش. که به عقیده کارشناسان یه کاریه که صراحتا از Paradise Lost و Black Sabath الهام گرفته شده. با چند Demo دیگه کارشون رو ادامه دادن تا نهایتا دز سال ۱۹۹۳ اولین آلبوم رسمیه گروه با نام Serenades عرضه کردند. این البومشون 14 Track داره که تمامی این Track ها ساخته جمعی گروه هستش. این البوم رو Doom متال ترین کار گروه میدونن. کاری متوسط از گروه که اونرو برای معرفی گروه کافی میدونن.
•سال 1994 و پس از تورهای مختلف Mini Album ی با نام Pentecost رو عرضه کردند. آلبومی که در مجموع کارهای رسمی گروه قرار نداره. اما اعتقاد دارن اون رو میشه جزو بهترین کارهای گروه دسته بندی کرد. این Mini Album از Anathema 4 Track داره. اما با زمان های طولانی . 10 و12 دقیقه ای!
•بعد از این آلبوم خواننده گروه از اونها جدا شد برای تشکیل یه گروه مستقل. خواننده گروه به علت جنس صدا و علاقه خودش کار رو بیشتر به سمت Death پیش میبرد. پس از جدایی وی سمت حرکت کلی گروه کمی تغییر کرد و به طور کلی بیشتر به یه موسیقی با خاصیت Doom نزدیک شدن و در نهایت آلبوم The Silent Enigma رو در سال 1995 منتشر کردن. Track اولی این Album یا همون Restless Oblivion رو بهترین کار این آلبوم میدونن. Track ی با نام A Dying Wish هم از این Album جزو کارهای قوی گروهه. با یه Solo یی آروم و دلنشیم شروع میشه. سولویی به نسبت طولانی که به یک باره با همراهی گروه قوی میشه. و صدای خواننده اضافه میشه. یک کاره سنگین و دارای یک ریتم زیبا که از نظر سرعت و نحوه خواندن خواننده کاملا در نوسانه. این کار خیلی زیبا کار شده. خصوصا اونجایی که با فرباد SILENCE خواننده همه سازهای یک لحضه ساکت میشن. جاهایی از این آهنگ کار بر اساس Bass به پیش میره. ضربه های آروم به Drum و یک جو Atmospheric ه قوی که جزو نقاط قوت Anathema به حساب میاد.
•سال 1996 و آلبوم Eternity از گروه. عده ای اون رو بهترین کار گروه میدونن. کاری که از اون خشونت باقی مونده از Death متاله موجود در The Silent Enigma جدا شده و خشونت Guitar هاش با یک جو Atmospheric که توسط Keyboard تداعی میشه پیش میره. کاری که به عقیده کارشناسان چیزیه که تو گروه PINK FLOYD میشه دید. با این آلبوم تداعی کننده یک گروه جدید به حساب اومدن ، نه در حد یک گروه Doom ه دیگه. جزو نقاط قوت این کار همکاری Les Smith نوازنده Keyboard ه گروه Cradle of filth به حساب میاد.
•بعد از این Album هم درامر گروه اونها رو ترک کرد و با یک درامر جدید عوض شد. در سال 1998 البوم Alternative 4 رو عرضه کردند. از این آلبوم Fragile Dreams رو کاری قوی میدونن. سال 1999 و آلبوم Judgment که بازهم کاری قوی از Anathema رو نشون داد. این آلبوم باز با همراهی درامر اصلی گروه بود که به گروه بازگشته بود. و باز هم 2 آهنگ خوب آلبوم رو ساخت. یعنی Don't Look Too Far و Wings of God . طرح Cover این آلبوم با Wing Of God ارتباط مستقیم داره. یک طرح بی نظیر که بسیار مورد تو جه قرار گرفت. این آلبوم رو نوعی برگشت مقتدرانه Anathema میدونن.

Anathema به طور کلی جزو گروههاییه که واقعا در سبک خودشون جایی برای حرف نذاشتن. کارهاشون اصولا دلنشینه. نوازندگی قوی سازها و صدای خوب خواننده گروه. گروهی که از چیزی بین Doom/Death متال به بهترینهای Doom/Goth تبدیل شد.

بیوگرافی نیروانا

گروه نیروانا که یکی از محبوب ترین گروه های دهه 90 است در سال 1988 در Aberdeen واشنگتن در امریکا تشکیل شد و اعضای ان را Kurt Cobain که در 20 فوریه 1967 در Hoquiam به دنیا امد و در 5 اوریل 1994 در سیاتل خودکشی کرد . Krist Novoselic نوازنده گیتار باس متولد 16 می 1969 و Dave Grohl نوازنده درامز متولد 14 جون 1969 تشکیل می دهند . کرت توضیح می دهد که Grohl در واقع حدودا ششمین درامر ما بود که قبلا با گروه های دیگری کار کرده بود و بعد به ما پیوست . این گروه سه نفره پس از مضای قرار داد با کمپانی  Seattle- based Sub pop Records اولین اهنگ خود را با نام Love Buzz/Big Cheese را منتشر کردند.

Jason Everman که دومین گیتاریست انها بود و بعد ها در البوم Bleach به آنها پیوست و دستمزدی حدود ششصد دلار داشت . با وجود انکه عکس او روی جلد چاپ شد اما در ضبط نهایی هیچ قطعه ای را نزد و می خواست که به  Mind Funk .  Soundgarden یا Shunk بپیو ندد . این مجموعه توانایی نیروانا را در هماهنگ کردن ریف های سنگین و ملودی ها نشان داد و به سرعت بر تعداد هواداران شان افزود .

Channing ( درامر اول انها ) پس از یک تور اروپایی گروه را ترک کرد . پیدا کردن جایگزین برای اون سخت به نظر می رسید . اما  Dan Peters از Mudhoney موقتا به انها پیوست . او در سال 1990 نیروانا را برای تک اهنگ Silver همراهی کرد . دیو گرول درامر جدید با ورود خود حسی از پایداری و دوام به گروه بخشید . گروه با ترکیب جدید خود کمپانی Geffen Records قرار دادی ابرومندانه می بندد . بستن این قرار داد البوم  Nevermind را در پی داشت که موجب انفجار نام گروه در سطح جهانی شد . البوم مجموعه ای از قطعات مبهوت کننده بود که مرز های پیشین را در هم می شکست . خصوصا با ساختار متن Slow verse/Fast Chorus ان هم نیز این البوم ( زیر فرهنگ )((sub cultura Grunge ان را از زیر زمین بیرون اورد . و در سال 1992 در صدر جداول امریکا قرار گرفت و سایه ای بر کسانی چون مایکل جکسون (منو ببخشید که اسم این مرتیکه چندش اور رو اوردم ) و Dire Straits انداخت . نخستین قطعه البوم با نام  Smells Like Teen Spirit در انگلستان رتبه اول را کسب کرد و پس از ان تحسین و مقبولیتی همه گیر را نصیب نیروانا کرد . در سال 1992 کرت با Courtney Love ازدواج می کند و حاصل ازدواج انها دختری با نام (فرانسیس) است . بسیار قابل پیش بینی بود که کرت با چنین محبوبیتی سخنگوی نسل خود شود . نخستین داستان بزرگ انها زمانی بود که مقاله ای در Vanity Fayre  به چاپ رسید و در ان ادعا شد که  Love  در زمان بارداری هروئین مصرف می کرده و این باعث شد که انها در ماه اول تولد فرانسیس اجازه تنها ماندن با فرزندشان را نداشته باشند .

مصاحبه های انها بازگو کننده دشواری های پیش امده بر سر ضبط البوم بعدی بود که البته شایعه مصرف مواد مخدر به وسیله کوبین که به گفته خودش برای تسکین دردهای شکمی اش بود ... در ان بی تاثیر نبود . در همان زمان ضبط  In Utero هم با مشکلاتی همراه شد به طوری که وقتی البوم منتشر شد تاثیر ان مثل Nevermind سریع نبود  هر چند اهنگ سازی کوبین در قطعاتی چون Penny Royal tea . All Apologies   و Rape me  پیشرفت کرده بود .

انتشار  MTV Unplogged در نیویورک راحتی اندکی به هواداران کوبین بخشید زیرا اجرای این برنامه نشان از درک و همشمندی خواننده داشت . در این برنامه گروه تعداد زیادی از قطعات دیگران را دوباره اجرا کرد و با اجرای تازه از قطعات خود و برنامه ان شب را به یکی از احساس بر انگیز تزین صحنه ها و اواهای دهه 90 بدل کرد .حرکت به سوی نابودی در سال 1996 افزایش یافت . به طوری که پیش از ان که به سیاتل برگردد و در پنجم اوریل خودکشی کند . در حین اجرای کنسرت در ایتالیا به کما فرو رفت که تماما نشان از یک خودکشی ناموفق داشت.

مردی که مدت زیادی با این نظریه که :( نیروانا فقط یک گروه پانک است ) مخالفت شدید می کرد عاقبت بدست موفقیتی که او و گروهش را پشت سر گذاشت نابود شد . پس از مرگ کرت کوبین اعضای گروه هر کدام سعی کردند گروه های خود را تشکیل دهند و یا به کسان دیگر بپیوندند .

نیروانا را میتوان پرچم دار و سلطان سبک (( گرانج )) نامید که تاثیر به سزایی بر گروه هایی که پس از آنها فعالیت خود را شروع کردند داشت.

ac/dc

AC/DC

گروه در سیدنی استرالیا و در 1973 تشکیل می شود. مالکوم یانگ گیتاریست جوان گروه ولوت آندرگراند به همراه برادر کوچکترش آنگوس که نوازنده گیتار لید بود تصمیم گرفت به تشکیل گروه می پردازند اوایل کار تنها به اجرای برنامه در سیدنی می پردازند. در حالی که آنگوس فقط 15 سال سن داشت تا جایی که خواهرش گفته بود او با یونیفورم مدرسه روی صحنه ظاهر می شد. پس از مدتی دیواوانز به عنوان خواننده و هری وندا و جرج یانگ دیگر برادر آنگوس و مالکوم از راه می رسند و گروه به ملبورن نقل مکان می کند، جایی که درامری با نام فیل راد و بیسیستی به نام مارک ایوانز نیز به آن ها ملحق می شود. جالب آنکه شوفر ماشین گروه یعنی بن اسکات نیز به عنوان لید و کالیست با آنها همره می شود البته فقط در مواقعی که دیواوانز نمی توانست روی صحنه بیاید. سال 1974 و 1975 گروه دو آلبوم High Voltage و TNT را در استرالیا منتشر می کند و با رسیدن شهرت این آلبوم ها به اروپا و آمریکا گروه تورهایی را در هر دو کشور انگلستان و آمریکا برگزار می کند. در آغاز 1977، ایوانز گروه را ترک می کند و کلیف ویلیامز جای او را می گیرد، در پاییز همان سال گروه دست به انتشار Let There Be Rock می زند که اولین آلبوم گروه که به صدر جدول فروش آمریکا راه پیدا می کند می شود. بهار 1978 با انتشار Powerage همراه می شود و چنان مورد استقبال واقع می شوند که تماشاگران در اجرای زنده این آلبوم درهای ورودی را می شکنند! اما وقتی بن اسکات در 20 فوریه 1980 می میرد، قطار موفقیت های گروه از ریل خارج می شود، در مارچ همان سال گروه برایان جانسون را جایگزین او می کند و بعد دست به انتشار آلبوم Backin Black می زنند. که بزرگترین آلبوم گروه شده و بیش از ده میلیون کپی از آن به فروش می رسد، در سال 1982 راد نیز گروه ر ترک می کند و سایمون رایت جای او را می آید. اما یک سال بعد از محبوبیت تجاری گروه کاسته می شود، تا اینکه دهه نود از راه می رسد، Edge the Rezao,s باز هم نا شان را بر سر زبان ها می اندازد. سال 95 شانزدهمین آلبوم آن ها با نام Ballbreaker منتشر می شود که نقدهای مثبتی را روانه گروه می کند و ظرف شش ماه یک میلیون کپی از آن به فروش می رسد. اوایل سال 2000 stiff upper lip را از گروه شاهد می شویم

ozzy ozborn

http://Lham.blogfa.com

سال 1969 چهار دوست نوجوان از آستون در نزدیکی بیرمنگام انگلستان به نام های آنتونی تونی ایومی نوازنده گیتار، ویلیام بیل وارد نوازنده درامز، جان ازی ازبورن خواننده و ترنس گیزر باتلر نوازنده باس، گروه بلک سبت را تشکیل می دهند. اجراهای زنده گروه توانستند عده ی بسیار یرا به سوی آن ها جلب کنند و سرانجام بلکدر 1970 نخستین آلبوم رسمی خود را با نام عنوان گروه منتشر کردند که در تاپ تن انگلستان راه یافت اگرچه در آمریکا موفقیتی اندک نصیبش شد. آن ها به سرعت این موفقیت آلبوم Paranoia تکمیل کردند که در سپتامبر 1970 منتشر شد و استقبال فراوانی از آن به عمل آمد، بیش از چهار میلیون نسخه از آلبوم به فروش رفت و گروه در آگوست 1971 سومین آلبوم خود را بیرون می دهد. Masterofeality در هر دو سوی آتلانتیک موفق می شود و بلک سبت راه خود را پیدا می کند. سال 1973 گروه از یک نوازنده کیبورد به نام ریک ویکمن برای کار در یک ترک استفاده می کند که اصلاً مسیر کاریشان را تغییر می دهد و گروه در جولای 1975 ششمین آلبوم خود را تحت عنوان sabotage بیرون می دهد کخ بحث جدالهای فراوانی بر سر تغییر شیوه گروه بوجود می آورد. ایومی و ازبورن می خواهد اصوات جدیدی را تجربه کنند که آلبوم 1976 گروه یعنی technical Ecstasy متجلی می شود. فروش خوب آلبوم نشان می دهد که این تحولات چندان بد نیست اما ازبورن تصمیم می گیرد تا از گروه جدا شود و از سال بعد بلک سبت با خواننده جایگزین خود دیو والکر کار را ادامه می دهد. اما هنوز جای خالی او در ضبط های استودیویی خالی بود تا اینکه خواننده ای به نام جیمز دیو به آن ها می پیوندد و این ترکیب جدید Heaven and Hell را منشر می کند که یک کار تجاری موفق از آب در می آید و تنها در انگلستان یک میلیون کپی از آن به فروش می رسد. پس از آن بیل واد هم گروه را ترک می کند و وینی آپیک به جای او می آید و نوامبر 1981 ایومی، باتلر، دیو و آپیک آلبوم Mob Rules را بیرون می دهد. آلبوم موفیت بسیاری کسب می کند اما اختلاف میان دیو و ایومی بالا می گیرد و دیو در 1083 از گروه می رود و آپیک هم به تیعیت از او می رود. گروه از بیل وارد می خواهد تا مجدد برگردد و از سوی دیگر خواننده دیپ پارپل یعنی یان گیلان نیز به بلک سبت می پیوندد تا آالبوم BCm Again در سپتامبر 1983 منتشر شود. دیو بیوان به عنوان درامر به آن ها ملحق می شود و تا مارچ 1984 با آن ها می ماند تا اینکه دوباره به دیپ پرپل پیوسته و دیو دوناتو جایگزین وی شود که تا اکتبر آن سال بدون آنکه حتی در ضیط ها حاضر شود همراه گروه می ماند. در جولای 1985 ازبورن با گروه همراه می شود تا کنسرت Live Aid انجام پذیرد. و بعد از آن بود که باتلر هم می رود و ترکیب جدید گروه می شود. ایومی، گولن هوگز، دیو اسپیتز، جف نیکولز و اریک سینگر که در تور 1986 گروه باز هم هوگزوری گیلن جای خود را عوض می کنند، بلک سبت سال خا در راس مانده و همیشه و هر بار ترکیب جدیدی به میدان آمده، دهه 90 نیز از این قاعده مستثنی نبود اما هیچ گاه محو نشد، آن ها در 2001 تور بزرگی راه انداختن که طی آن در بیست ونه کشور اجرای برنامه کردند.

bon jovi

http;//Lham.blogfa.com
 
جان بون جووي كه در گروهاي مختلف راك اندرول مي نواخت مي خواست گروهي متعلق به خود داشته باشد پس با همراهي ديو سابو به عنوان گيتارسيت، آلك جان ساچ به عنوان نوازنده باس و تيكو تورس به عنوان نوازنده درام در سال 1983 و در سايرويل نيوجرسي گروه را تشكيل مدهند. اما درست پيش از ورود به استوديو براي ظبط آبوم اول سابو جاي خود را به ريچي سامبورا ميدهد. اولين آلبوم گروه در سال 1984 منتشر شد و Runawau در جدول 40 اثر برتر را مي يابد، موقعيت گروه با آلبوم بعد يعني فارنهايت 780 به اوج ميرسد اما در كمال تعجب براي آلبوم بعدي رويه خود را عوض مي كند و slippery when wet با چرخشي قابل توجه منتشر مي شود. اين تغير در آلبوم بعدي يعني ((نيو جر سي )) هم وارد مي شود و جالب آنكه بيش از پنج ميليون كپي از آن به فروش مي رسد، سال 1989 گروه به حمايت (( چر))خواننده مطرح پاپ مي پردازد كه البته بايد علت آن را نامزدي او و (( سامبورا)) دانست. جان بون جووي وارد حيطه آهنگ نويسي براي موسيقي فيلم ميشود اما كار گروهي را رها نمي كند. آلبوم پنجم گروه با عنوان Keep the faith (حفظ جان) در پاييز سال 92 منتشر شده و با موفقيت بي نظيري روبرو مي شود. تك آهنگ بستري از گل هاي رز به چنان محبوبيتي مي رسد كه هيچ كدام از اعضا در خيال خود هم نمي ديدند انتشار آلبوم Crush در سال 2000 برگ ديگري از بون جووي بود كه توانسته به مدت بيست سال در عرصه موسيقي راك و متال دوام بياورد.

green day

 

green day

گرین دی باندی کالیفرنیایی است که اعزای اون بیلی جو آرمسترانگ . مایک دیرنت و تری کول .یک باند پانک راک . بعد از تهیه ششمین آلبوم یک گیتاریست به باند اضافه شد .موفقیت آلبوم های گرین دی با باندهای دیگری مانند سام 41 و بلینک 182آمیخته شد . گرین دی حدود 50 میلیون در دنیا فروش کرد که 21 میلیون آن تنها در آمریکا به فروش رفت .

تاریخچه

آغاز 1987 1992

در سن 12 سالگی تری کول به یکی از اعزای باند The Lookoutsتبدیل شد .

آلبومشون با نام One Planet One People توجه زیادی به خودش جلب کرد و تری در همون سن برای بازیگری تلاش کرد .

سال 1987 بیلی جو آرمسترانگ و مایک دیرنت هر دو در سن 14 سالگی از اعزای Sweet Children

بودند . با گیتارو صدای آرمسترانگ و باس و همصدایی دیرنت و درام جان کیفمیر اولین اجراشون در

17 اکتبر 1988 در Rod’s Hickory Pit در والجو کالیفرنیا جایی که مادر آرمسترانگ در اونجا کار می کرد برگزار شد .

لارنس " لری " کسی که برای Lookouts گیتار می زد و اتیکت مستقل برکلی Lookouts! Records

درست کرد. به باند پیشنهاد داد بعد از اجرایی که در یک دبیرستان داشتند یک برنامه ضبطی داشته باشند .

در اوایل سال 1989 اولین آلبوم ای پی خود رو با نام 1000 ساعت ضبط کردند . یک هفته قبل

از اینکه ای پی رو منتشر کنند تصمیم گرفتند که نامشون رو به گرین دی تغییر بدهند . یکسال بعد در آوریل 1990 گرین دی اولین آلبوم خودش رو با نام 39/smooth منتشر کرد . و تابستون اون سال به اولین تور رسمی خودشون رفتند .قبل از رفتن 4 آهنگ ای پی دیگه با نام Slappy اجرا کردند. این 4 آهنگ مربوط بود به آهنگهای قدیمی خودشون در Sweet Children در سال 19911,039/Smoothed Out Slappy Hours

رو منتشر کردند که شامل تمامی آهنگهای :

39/Smooth

Slappy

و

1000 hours

رو دارا بود . بعد از این تور در انتهای سال 1990جان کیفمیر ( آل سوبرانته ) گروه رو موقتا ترک کرد تا به دانشگاه آرسیتا کالیفرنیا بره . در همین موقع بود که Lookouts سابق در حال خاموش شدن بود . تری کول که حالا 17 سالش بود و در برکلی زندگی می کرد

می تونست موقتا جایگزین خوبی برای جان کیفمیردر باند گرین دی باشه و شد . در این موقع بود که باند رو می شد یک باندی ثابت و گرین دی رو پایا و ایستاده دید . در 1991 گرین دی تور ها و اجراهای موضعی داشت و تعداد طرفداران خود رو بیش از پیش می کرد . در ژانویه 1992 اونها آلبوم دوم خودشون

Kerplunk رو نوشتند و اجرا کردند . که توسط Lookouts! Records منتشر شد .

نسخه سی دی اون همچنین 4 تراک از ای پی

Sweet Children ر

و به همراه داشت .

 

آنها در سال 1992 تورهای خودشون رو ادامه دادند و در سال 1993 تورهاشون رو به بریتانیا . آلمان . اسپانیا . ایتالیا . هلند . لهستان و چکسلواکی افزایش دادند .

مسیر اصلی موفقیت با دووکی 1993 تا 1995

در سال 1993 گرین دی بیش از 55 هزار کپی از آلبوم دوم خودش فروش کرد که برای سبک و زمان خودش خیلی موفقیت آمیز بوده . بعد از اون ضبط خود رو با دوستشون Lookouts! Record تموم کردن و به

Reprise Records پیوستند . طول سال رو برای ضبط اولین آلبوم با اتیکت جدیدشون سپری کردند و نام آلبوم رو Dookie گذاشتند .

در سال 1994گرین دی شروع به گذاشتن تور سرتاسر کشور کرد . تورها خیلی موفقیت آمیز بود .

در سال 1995 یک آهنگ با نام J.A.R برای فیلم Angus اجرا کردند و در پاییز 1995 آلبوم بعدی خودشون رو با نام Insomniac منتشر کردند . این آلبوم موفقیتش مانند دووکی نبود .

نمرود 1996 تا 1998

بعد از Insomniac گرین دی در سال 1996 به استودیو برگشت برای اجرای آلبوم جدید . نتیجه "نمرود" بود . این آلبوم در اکتبر 1997 منتشر شد با گل کردن آهنگ Good Riddance بعد از این در سال 1998 گروه خواستند تا استراحتی به خودشون بدهند و با خانوادشون باشند . بنابراین 2 سال کار تعطیل شد .

Warning 2000 تا 2002

وارنینگ در سال 2000 منتشر شد . وفتی تمام آلبوم های قبلی گرین دی نائب طلای سفید شده بود

وارنینگ شایسته طلا بود . گرین دی در سال 2002 با باند بلینک 182 توری گذاشتند که موجب احیا و زنده شدن طرفدارای گرین دی شد . گرین دی پس از تورPop Disaster تصمیم گرفتند تا مدتی استراحت کنند .

آمریکایی ابله 2004 تا 2005

باند به استدیو رفت تا یک آلبوم جدید بنویسه و اجرا کنه . قرار بود عنوانش " سیگارها و ولنتاینها "

باشه بعد از تکمیل بیست تراک نوارهای اصلی از استدیو دزدیده شد . باند متعجب و متحیر ناراحت شدند .

شانسی نبود تا آلبوم دزدیده شده رو دوباره بازسازی کنند .

اما با وعده و قولی جدید که پس از این دوباره یکی بهترش رو خواهند درست کرد ادامه دادند .

نتیجه این شد که در سال 2004 آمریکایی ابله در جدول جایگاه اول رو به خودش اختصاص داد .

یکی از آهنگها با نام Wake me up When September Ends خطاب به جورج بوش و تجاوز به عراقه .

آرمسترانگ همچنین یک آهنگ شخصی برای پدرش خونده . پدر آرمسترانگ وقتی اون 10 سالش

بوده فوت کرده . آمریکایی ابله جایزه گرممی 2005 رو برای بهترین آلبوم راک برد .

آهنگ آمریکایی ابله همچنین در بازی های

Madden NFL 2005

و

Tony Hawk’s American Westeland

استفاده شد که در این بازی جو آرمسترانگ یک کاراکتر قفل شده هست .

بعد از آمریکایی ابله گرین دی 2 کنسرت در انگلیس داشتند . این کنسرتها بر روی دی وی دی و سی دی

با نامBullet in A Bible در 15 نوامبر 2005 منتشر شد .

در 10 ژانویه 2006 باند گرین دی جایزه

People’s Choice Award رو برای گروه دوست داشتنی برد .

Discography

Main article: Green Day discography

1,000 Hours EP (1989

39Smooth 1990

Slappy EP 1990

Sweet Children EP 1990

1,039Smoothed Out Slappy Hours (1991, re-issued in 2003

Kerplunk! 1992

Dookie 1994

Live Tracks (Japan-only live EP)1995

Insomniac 1995

Bowling Bowling Bowling Parking Parking (Non-US live EP) 1996

Foot In Mouth (Japan-only live EP) 1996

Nimrod 1997

Warning: 2000

Tune In, Tokyo (Japan-only live EP

International Superhits (Greatest hits plus 2 new songs) 2001

Shenanigans (B sides compilation) 2002

American Idiot 2004

Bullet In A Bible (live album paired

خودکشی دختر جوان از پل حافظ

اقدام به خودكشي آرزو از بالاي پل حافظ

عکس : خودکشی دختر جوان از پل حافظ

عکس : خودکشی دختر جوان از پل حافظ

تلاش پزشكان براي نجات جان دختر جواني كه ساعتي قبل، خود را از بالاي پل حافظ به پايين پرتاب كرد، آغاز شده است.

به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، ساعت 9 و 5 دقيقه روز شنبه هفتم بهمن ماه، دختر 24 ساله‌اي به نام «آرزو»، خود را از بالاي پل حافظ به وسط خيابان در چهارراه كالج پرتاب كرد.

بر اساس اين گزارش دختر جوان كه به شدت از ناحيه كمر، كتف و پا آسيب ديده بود با حضور عوامل اورژانس ساعت 9:40 در حالي به يكي از بيمارستان‌هاي تهران انتقال يافت كه متأسفانه ازدحام جمعيت موجب تأخير در اقدامات امدادرساني شد.

در حالي كه در جيب اين دختر، نامه‌اي حاوي يادداشت و شعر كشف شد، اين كه علت اصلي سقوط دختر جوان، مسايل عاطفي يا موضوع ديگري در ميان بوده، تحت بررسي است

برگرفته از: ایسنا

 بنده خدا راحت شد

Dido

didoدایدو
متولد سال 1971
دایدو متولده سال 1971 لندنه. پدرش یک شاعر فرانسویه و مادرش یک ناشر ایرلندی. وقتیکه خواننده معروف رپ آمریکا Eminem از آهنگ "متشکرم" ( Thank You )  دایدو در آهنگ پرفروش Stan استفاده کرد، یکشبه دایدو به اوج شهرت رسید ( در ویدویوش نقش دوست دختر Eminem را هم بازی کرده ).

دایدو تا حالا دو تا آلبوم به بازار داد، که هردو آلبوم موفق بوده، آلبوم "فرشته نیستم" (No Angle) که پرفروشترین آلبوم سال 2001 شد و آلبوم " زندگی برای کرایه "(Life for Rent) که سال 2003 بیرون آمد و تک آهنگ "پرچم سفید" (White Flag) این آلبوم خیلی سروصدا کرد.

یکی از دلایل موفقیت دایدو، دلنشینی و سادگی متن شعر آهنگهاشه که بیشتر در رابطه با روابط احساسی بین آدمها است که از زبون خودش گفته میشه.

و اما برگردیم به کنسرت لایو8 . . . بیل گیتس، دایدو رو معرفی کرد.

وقتی که دایدو روی صحنه آمد به خودم گفتم " اینکه نه صداش بدرد اینکار می خوره، نه آهنگهاش"! اما چون صداش و آهنگهاش نسبت به خواننده های قبلیش خیلی آرامتر بود، فوری همه رو آروم کرد و مردم کلی تشویقش کردن.

قبل از آهنگ دوم، یوسون دور Yussoo N’dor (خواننده پاپ سنگالی) رو دعوت کرد به صحنه بیاد تا که با هم دوصدائی آهنگها رو اجرا کنن.

یوسون قبل از خوندن گفت: بدهی ها لغو می شه، چه خوب! کمکهای خیریه بیشتری به آفریقا می شه، چه خوب! ولی بیاین درها رو باز کنیم. درهای تجارت رو به روی آفریقا باز کنیم، آفریقائی نوین. من از طرف خودم و مردم آفریقا دوست دارم بگم .... ممنون .

بعد آهنگ معروف دایدو به همین عنوان thank you رو خوندن.

ولی وقتی که باهم این ترانه رو خوندن همه کسانی که دور و بر من ایستاده بودن ساکت شدن و با آهنگ بعدی که سومین و آخرین آهنگ بود نم اشکی گوشه چشمهاشون نشست.

آهنگ 7 ثانیه 7 secounds که قبلا "یوسون دیور" و "نینا چری " دو صدائی خونده بودن رو اجرا کردن.

دایدو قبل از این آهنگ گفت : چشم همه ما به پیمانیه که سران 8 کشور قراره امضا کنن. امیدوارم که صدای ما رو شنیده باشین. ما همه منتظریم، رسیدن به یک جواب چند ثانیه بیشتر نیست. ما همه منتظریم. ( این جملاتی از خود آهنگه که برای تصمیم گرفتن 7 ثانیه کافیه! و در شعر آهنگ درباره معصومیت نوزادان حرف می زنه و به دو زبان سنگالی و انگلیسی و گهگاهی فرانسوی اجرا شد )

خیلی این آهنگ ما رو تحت تاثیر قرار داد و به گوشه چشمها و حنجره یک فشار وحشتناکی وارد شد. انگار تمام دردهای عالم رو جمعیت داشت حس می کرد!

بعد از این اجرا دایدو و نوسون به محل دیگه ای رفتن ( eden project ) که همزمان خواننده هائی از آفریقا داشتن کنسرت می دادن.

evanescence

evanescence

گروه Evanescence تشکیل شده است از : Amy Lee ، Ben Moady ، John Lecomp ، Rocky Gray که البته David Hodges هم عضو این گروه بود .

هر کس که برای اولین بار نام گروه Evanescence را می شنودممکن است تعجب کند که بن مودی و امیلی همدیگر را در کمپ یک کلیسا ملاقات کردند و هسته گروه را تشکیل دادند . بن طی مصاحبه ای در سال 1998 آن روز را اینگونه توصیف می کند :



چند سال قبل من و امی در اردوی جوانان کلیسا حضور یافتیم . در ساعت تفریح من در ورزشگاه نشسته بودم و بسکتبال تماشا می کردم در طرف دیگر حیاط جایی بود که پیانو می نواختند من خسته شده بود م که صدای پیانو را شنیدم :"من برای عشق هر کاری می کردم " توجهم به پیانوجلب شد و دختری را دیدم که در نگاه اول متوجه توانایی و استعداد بالای او شدم . بعد از اینکه خشم اولیه من که ناشی از حسادت بود فروکش کرد به پاهای خود اعتماد کردم و به سمت پیانو دویدم تا خودم را به آن دختر معرفی کنم . او مجددا من را با آهنگ هایی که ساخته ود تحت تاثیر قرار داد . فکر می کردم که در بهشت هستم . شروع به آواز خواندن کردم در یک اردوی کوچک کلیسا یکی ازقوی ترین و زیباترین صدا هایی را که شنیده بودم در کنار خود احساس می کردم . بنا بر این به هر ترتیبی که بود او را قانع کردم که هرگز با کس دیگری کار نکند و او تا الان مال من است .



بن و امی بزودی آهنگ هایی نظیر Give On To Me و Understanding را با اسم گروه Evanescence ثبت کردند . بعد از مدتی David Hodges به گروه پیوست ولی به دلایلی نامعلومی بعد از مدتی از گروه جدا بود . بین همه اعضا گروه بن انسان بدنامی است که زمان زیادی را به دنبال فردی که بتواند در کار موسیقی با او راحت باشد گشته است .



اکنون این گروه دومین آلبوم خود را Fallen به بازار عرضه کرده است که فروش بسیار بالایی داشته است . همچنین دو آهنگ زیبا برای فیلم Daredevil خوانده اند که میتوانید در همین صفحه به آنها گوش دهید . همچنین ویدیو Bring Me To Life مدتهاست که در صدر چارت های معتبر دنیا قرار دارد . سبک این گروه راک و آلترناتیو می باشد و در آینده مطمعنا بیشتر از این گروه خواهید شنید .

Metallica

                                       Metallica  

   

 

metallica

در سال ۱۹۸۱ و به طور دقيق ۲۸ اکتبر نوازنده درام يعنی Larse Ulrich از طريق آگهی روزنامه پيشنهاد تشکيل يک گروه هوی متال را ميدهد که از طرف James Alan Hetfield نوازنده گيتار و خوانده پاسخ مثبت می گيرد .لارس در ۲۶ دسامبر ۱۹۶۳ در کپنهاگ دانمارک و جيمز در ۳ آگوست ۱۹۶۳ در لس آنجلس به دنيا آمده بودند . آنها برای گروه کاملا شکل نگرفته خود نام Metallica را انتخاب کردند .

آنها برای انتخاب اعضای مناسب گروهشان دست به ساختن چند قطعه آزمايشی کردند . اولين کار آزمايشی اين گروه (کشتار آهنين) Metal Massacre در ژانويه ۱۹۸۲ با نوازندگی درام لارس , بيس و خوانندگی جيمز و تک نوازی گيتار ليودگراند به بازار عرضه شد . ولی در دومين قطعه آزمايشی آنان به نام (روشنايی را فراری دهيد) Hit the light تغييراتی در اين گروه صورت گرفت و به جای ليود گراند نوازنده ديگری به نام ديو ماستين Dave Mustaine نوازندگی گيتار را بر عهده گرفت و شخصی به نام (ران مک گاونی) نوازندگی گيتار بيس را بر عهده گرفت که با آمدن او جيمز به نوازندگی گيتار و خوانندگی مشغول شد .

پس از آن آنان برای اجرای اين قطعات به سانفرانسيسکو سفر کردند که تمامی اجراهای آنان در کلوپ های زيرزمينی سانفرانسيسکو صورت گرفت . پس از اين اجراها بود که گروه تصميم گرفت تغييراتی در خود به وجود بياورد و تمام نقاط ضعف خود را تقويت کند . از اين رو شخص جديدی به نام (جف وارنر) J.Warner به جای ران مک گاونی وارد گروه شد ولی اين عضو جديد هم نتوانست رضايت لارس و جيمز را جلب کند و پس از مدتی از گروه کنار گذاشته شد . سرانجام در اواخر سال ۱۹۸۲ شخصی به نام (کليفورد لی برتون) Clifford Lee Burton متولد ۱۵ فوريه ۱۹۶۲ در کاليفرنيا که پيش از آن در گروه Truma فعاليت می کرد به گروه پيوست و با آمدن او گروه پيکره اصلی خود را پيدا کرد و آنان در ماه مه ۱۹۸۳ اولين آلبومشان را با نام (همه آنها را بکشيد) Kill em All را به بازار عرضه کردند . پس از به بازار آمدن اولين آلبوم مشکلاتی در گروه به وجود آمد که نتيجه آن اخراج ديو ماستين از گروه بود که ديو ماستين بلافاصله پس از اخراج از گروه دست به ايجاد گروه رقيبی به نام (مگادث) Megadeath زد .
پس از اخراج ماستين شخصی به نام (کرک همت) Kirk Hammet متولد ۱۸ نوامبر ۱۹۶۲ در سانفرانسيسکو که سابقا در گروه Exodus فعاليت داشته وارد گروه شد که يکی از بهترين شاگردان (جوساتريانی) Joe Satriani استاد بنام و پر آوازه گيتار بود . همت اولين اجرايش در ۱۶ آوريل ۱۹۸۳ به خوبی درخشيد و به سرعت خود را با ساير اعضای گروه هماهنگ نمود . گروه در ۱۲ آگوست ۱۹۸۳ اولين اجرای زنده شان را در شيکاگو اجرا نمودند که بيشتر جنبه تبليغاتی داشت . سپس انها برای اجرای دومين آلبومشان بنام (سوار بر آذرخش) Ride the lighting راهی دانمارک شدند . ولی پيش از آن به انگلستان رفتند تا به همراه گروه ديگری به نام (تيوستد سيستر) Twisted sister دست به يک اجرای زنده بزنند . آنجا بود که آنان با شخصی به نام (پيتر منش) Peter Mensch که پيش از آن گروه Def Leppard را به شهرت جهانی رسانده بود آشنا شدند و برای اجرای دومين اثرشان با وی قرارداد همکاری بستند .

در اواسط سال ۱۹۸۴ دومين آلبوم اين گروه به بازار عرضه شد که در مدتی کمتر از جند هفته چيزی در حدود ۱۰۰۰۰۰ نسخه از اين آلبوم به فروش رفت که رکورد خوبی برای اين گروه تازه کار محسوب می شد . اين موفقيت باعث شد که کار اين گروه مورد توجه کمپانی های تهيه و تکثير آلبوم های موسيقی قرار گيرد که در ميان اين شرکتها موسسه موسيقی (الکترا) Elcatra موفق به بستن قرارداد با گروه شد
گروه پس از آن برای اجرای زنده راهی اروپا شد که از مهمترين اجراهای آنها ميتوان به فستيوال (مانستر آف راک) Monster of Rock در انگلستان و (متال همر) Metal Hammer در آلمان اشاره کرد . آنان همچنين در ۳۱ آگوست ۱۹۸۵ موفق به دريافت جايزه Gold به خاطر بهترين گروه در آمريکا شدند . پس از اين موفقيت ها گروه تصميم به تهيه سومين آلبومشان به نام (ارباب عروسکهای خيمه شب بازی) Master of Puppets گرفتند و به کپنهاگ دانمارک برگشتند . آنان اين آلبوم را در اوايل سال ۱۹۸۶ به بازار عرضه کردند که با موفقيت فراوانی مواجه شد . آنان سپس در ۱۵ جولای همان سال به همراه Phil Collins و Eric Clapton تصميم به اجرای کنسرتی گرفتند که در اين ميان بر اثر حادثه ای مچ دست جيمز شکست و کار گروه برای مدتی کوتاه متوقف شد . گروه به فعاليت خود ادامه ميداد تا اينکه حادثه ای وحشتناک باعث توقف فعاليت گروه شد . در ۲۶ دسامبر ۱۹۸۶ هنگامی که گروه قرار بود در کشور سوئد به همراه گروه Anthrax به اجرای برنامه بپردازند اتوبوس حامل اعضای گروه از جاده خارج شد که بر اثر اين حادثه فردای آن روز يعنی ۲۷ سپتامبر کليف برتون بر اثر شدت جراحات وارده در گذشت . گروه به مدت دو ماه دست از کار کشيد حتی تا مرز انحلال پيش رفت تا اينکه جوانی به نام (جيسون نيوستد) که پيش از آن در گروه Flotsam & Jetsam فعاليت داشت به جای برتون وارد گروه گرديد.

کار جديدی که آنان پس از آمدن عضو جديدشان به بازار عرضه کردند (...و عدالت برای همه) نام داشت And Justice For All که دستگاه بيمار قضايی و عدالت کور جامعه آمريکا را زير سوال برده بود . آنان با طرحی که بر روی اين آلبوم گذاشتند نشان دادند که حرف اول را پول در اين جامعه ميزند و همانطور که در اين طرح مشاهده می شود الهه عدالت با چشمان بسته و ترازويی با کفه های پر از پول مشغول اجرای عدالت است
اين گروه پس از اجرای در حدود ۱۲۰ کنسرت ناگهان در اواخر سال ۱۹۸۹ در سکوت غير منتظره ای فرو رفت . اين سکوت تا اواسط سال ۱۹۸۹ در سکوت غير منتظره ای فرو رفت . اين سکوت تا اواسط سال ۱۹۹۱ ادامه داشت تا اينکه در ۱۲ آگوست آن سال گروه با بيرون دادن آلبوم ديگری به نام (سياه) Black دوباره قدم به عرصه موسيقی گذاشت . اين آلبوم شکوه و زيبايی يک کار گروهی را در موسيقی نشان می دهد . تمامی ترانه های اين آلبوم از آهنگ تند و سرعتی (ورود مرد شنی) Enter Sandman تا ترانه های سنگين (هيچ چيز ديگری اهميت ندارد) Nothing else Matter و (نابخشوده) Unforgiven همه و همه پر از تکنيک و سولوهای زيبا و متفاوت با يکديگرند . آنان برای تهيه اين آلبوم حدود ۱۱ ماه در استوديو مشغول کار بودند و نتيجه اين کار شبانه روزی آلبومی شد که چيزی در حدود ۵ سال جزو پر فروشترين آلبوم های موسيقی جهان محسوب می شد و در حدود ۱۰۰۰۰۰۰۰ کپی رسمی از اين اثر در سرتاسر جهان به فروش رسيد .

آنان از آگوست ۱۹۹۱ تا ژوئيه ۱۹۹۳ اقدام به برپايی بيش از ۴۰۰ کنسرت در سرتاسر جهان نمودند و اولين اجرای آلبوم جديدشان را در Madison Square Garden برای هزاران تماشاچی مشتاق به صورت رايگان انجام دادند . يکی از بهترين اجراها کنسرت بزرگی به مناسبت در گذشت (فردی مرکوری) خواننده مشهور گروه (کوئين) Queen بود که به همراه گروه های ديگری چون Gun,n Roses و ديگر اعضای گروه کويين اجرا شد که بليط های اين کنسرت به نفع بيماران مبتلا به ايدز فروخته شده بود . پس از آن گروه از فعاليت خود کاست و به استراحت پرداخت . در اين زمان شايع شد که گروه قصد دارد به کار پايان دهد تا اينکه در سال ۱۹۹۶ گروه با ارائه البوم جديدشان به نام (بارگيری) Load به شايعات پايان دادند که از لحاظ سبک و محتوای اشعار باز هم کاری متفاوت محسوب می شود . آنان در سال ۱۹۹۷ کار ديگری به نام (بارگيری دوباره) Reload را نيز به بازار ارائه کردند که به گفته اعضای گروه مکمل کار قبلی آنها محسوب می شود . در اوايل سال ۱۹۹۸ گروه کار ديگری به نام (روزهای همکاری در گاراژ) Garage Days Inc را به بازار عرضه نمود . اشعار اين آلبوم که شامل ۲۷ ترانه می باشد متعلق به گروه های ديگر است که توسط گروه متاليکا بازخوانی و اجرا شده است . درست يک سال بعد يعنی در ۱۹۹۹ گروه آلبوم جديد و کاملا متفاوتی به نام (سمفونی و متاليکا) S & M را به بازار ارائه کردند . آنان در اين آلبوم بيشتر کارهای قديميشان را بازنويسی کردند و برای اجرای اين البوم از يک ارکستر سمفونيک کامل استفاده نمودند که ميتوان گغت اين تنها خلاقيتی بود که آنان برای تهيه اين آلبوم به آن دست زدند . آنان در اين آلبوم تنها دو کار جديد به بازار عرضه نمودند که (انسان منفی) وMinus Human و (شبدر بدون برگ) No Leaf clover نام داشتند . از ديگر کارهای گروه ميتوان به تک اهنگ I disappear اشاره کرد .

در سال ۲۰۰۰ جيسون نيوستد از گروه جدا شد و جای او را اکنون Robert Trujillo پر کرده است که در روز ۲۳ نوامبر ۱۹۶۴ در کاليفرنيا متولد شده و مدتی در گروه آزبورن فعاليت داشته است و سر انجام آخرين آلبوم متاليکا که تاکنون وارد بازار شده است آلبوم (خشم مقدس) St.Anger است که در سال ۲۰۰۳ وارد بازار شده که باز هم دارای سبکی متفاوت با کارهای قبليشان است
اعضا :

نام: Jamez
نام خانوادگی:Hetfield
تاريخ تولد:۱۳ آگوست ۱۹۶۳
محل تولد : لوس آنجلس
ساز تخصصی : گيتار و پيانو و( خوانندگی در متاليکا)
رنگ چشم : آبی
رنگ مو: بلوند
قد:۱متر و ۸۵ سانتی متر
وزن:۸۱ کیلو
تعداد فرزندان:۳ بچه
تعداد خواهر و برادر:دو خواهر بزرگ
اشعار و نيز آهنگسازی متاليکا به عهده ی جيمز می باشد.

نام:Lars
نام خانوادگی:Ulrich
تاریخ تولد:26 دسامبر ۱۹۶۳
محل تولد:کپنهاک(دانمارک)
ساز تخصصی:درامز
رنگ چشم:قهوه ای
رنگ مو:قهوه ای روشن
قد:۱ متر و ۷۴سانتی متر
تعداد فرزندان:۲ بچه
لارس از اول تو اين گروه بوده او به همراه جیمز آهنگسازی متالیکا را بر عهده دارد .

نام:Kirk Lee
نام خانوادگی:Hammett
تاریخ تولد:18 نوامبر ۱۹۶۲
محل تولد:سانفرانسیسکو
ساز تخصصی:گیتار الکترنیک و لید گیتار
رنگ چشم:قهوه ای
رنگ مو:قهوه ای
قد:۱ متر و ۷۵ س
وزن:۶۹كيلو
تعداد خواهر و برادر:یک خواهر کوچک و یک خواهر و برادر بزرگ

نام:Robert
نام خانوادگی:Tujillo
تاریخ تولد:23 اکتبر 1963
محل تولد:کالیفرنیا
ساز تخصصی:باس گیتار
رنگ چشم:قهوه ای
رنگ مو:سیاه
قد:۱مترو ۷۵س
وزن:۸2 کیلو
تعداد فرزندان:ازدواج نکرده.
به جای جیسون آمده...

نام:Jason Curtis
نام خانوادگی:Newsted
تاریخ تولد:۴ مارس ۱۹۶۳
محل تولد:بتل کریک(میشیگان)
ساز تخصصی:باس گیتار
رنگ چشم:قهوه ای
رنگ مو:قهوه ای

Evanescence

odgd cdfhsj

آركانزاس – كمپ جوانان ؛ دخترك پيانو می‌نوازد ، ترانه‌ای از « Meat Loaf » به اسم ِ" I’d Do Anything For Love ". پسركی می‌شنود و به سوی پيانو به راه می‌افتد و در اين هنگام دخترك شروع به خواندن می‌كند .
همه چيز به همين آسانی شروع شد . آغاز ِ "Evanescence" به همين سادگی بود . "Amy Lee" دخترك جوانی كه پيانو می‌نوازد . "Ben Moody" به سوی او می‌رود و از دخترك برای تشكيل يك گروه دعوت می‌كند .
در اواخر دهه 90 ، Evanescence تشكيل شد .
اگر نگاهی به لغت‌نامه‌ی انگليسی به فارسی كنيد ، معانی‌ا‌ی چون « زوال و فقدان تدريجی » و يا « محو تدريجی مانند مه » را در مقابل ِ "Evanescence" خواهيد ديد .
امی ‌لی و بن مودی بعد از تشكيل گروه ، "Understanding" را می‌نويسند و روی آن كار می‌كنند . اين ترانه 7 دقيقه‌ای برای پخش در راديو آركانزاس پذيرفته می‌شود و خيلی زود مقبوليت پيدا می‌كند . يك شروع خوب ، ولی گروه هم‌چنان برای خيلی‌ها ناشناخته بود . می‌توانم بگويم Evanescence پرش بزرگ خود به سوی موفّقيت را با فيلم ِ "DareDevil" در سال 2003 برداشت . دو ترانه‌ی "Bring Me To Life" و "My Immortal" دو موزيك اين فيلم با بازی ِ "Ben Afflek" بودند . صدای جذاب و گيرای امی لی ، خواننده‌ی بيست ساله‌ی گروه ، خيلی را جذب كرد . كمی بعد دو عضو ديگر به گروه اضافه شدند . "John LeCompt" نوازنده‌ی گيتار و "Rocky Gray" درامر گروه . تنها آلبوم ِ منتشر شده از گروه "Fallen" ، « سقوط كرده ، افتاده » ، است .
اين آلبوم در مارس 2003 منتشر شد و شامل 10 ترانه است . ترانه‌هايی چون "Hello" ، " Bring Me To Life"و "My Immortal" جزو بهترين كارهای اين آلبوم هستند . Fallen جزو ده آلبوم ِ برتر و چهارمين آلبوم پرفروش آمريكا شد و در رديف بهترين آلبوم‌های مسيحی معاصر قرار گرفت . در كانادا جزو پنج آلبوم برتر و در انگلستان بهترين آلبوم شناخته شد .بعضی معتقد‌ند كارهای گروه تم مذهبی دارد هرچند توسط خيلی از گروه‌های مسيحی مورد نكوهش قرار گرفتند و اوج سرزنش‌ها بعد از مصاحبه‌ی گروه با مجله‌ی رولينگ استون بود كه آن‌ها متّهم به كفرگويی شدند . گروه كنونی ديگر بن مودی را ندارد ؛ او از گروه جدا شد و "Terry Balsamo" كه يك گيتاريست است ، جای او را گرفت . Evanescence سبك خود را راك می‌داند و البته با مايه‌های حماسی ، دراماتيك و دارك راك (Dark Rock) . به قول ِ امی لی نكته‌ی موجود در سراسر كارها و دركل گروه اين است كه به مخاطبان اجازه دهد ، احساس كنند كه در سروكارداشتن با حالات بد يا درد يا هرچيز ديگر كه با آن درگير هستند ، تنها نيستند . Evanescence می‌خواهد ساده و بی‌ريا باشد .

 

حالا خيلی چيزها برای Evanescence عوض شده از وقتی بن مودی بدون اجازه گروه را ترك كرد و آخرين كارش را برای Avril Lavigne ديديم . يك گيتاريست تازه نفس به نام Terry Balsamo به جای مودی آمده و ديگر آن‌ها يك گروه ِ چهار نفره هستند . چند وقت پيش نسخه‌ی صوتی و دی‌وی‌دی تور بزرگ اروپايی‌شان به بازار آمد كه شامل چند كار جديد نيز می‌شد . برای اينكه بيشتر با اين گروه در سال 2004 آشنا شويد مصاحبه‌ای با آن‌ها انتخاب شده است . منبع اين مصاحبه اينترنت است و اميدواريم رضايت خاطر شما رهگذران پياده‌رو را فراهم كند .

 


- بهتره اول در مورد آلبوم‌تونFallen صحبت كنيم كه سال گذشته چهارمين آلبوم ِ پرفروش آمريكا شد با فروشی در حدود سه و نيم مليون نسخه و من يقين دارم در سرتاسر جهان در حدود هفت ميليون هم فروش داشته !
Amy Lee : آره حيرت آوره ! اما هنوز به هفت مليون نرسيده‌ها !

- اين فروش ِ فوق‌العاده چه احساسی به تو ميده ؟
Amy Lee : احساس می‌كنم كه يه كاره خوب انجام دادم ، خوشحالم كه مردم زيادی موسيقی ما رو دوست دارند . اين هرگز به معنی ِ يه موفّقیّت جهانی يا قدرت برای من نيست . مردم اغلب تعجّب می‌كنند كه چرا من مثل پولدارها هيجان‌زده و خوشحال نيستم در صورتی كه من آهنگ می‌سازم و فقط همين من رو خوشحال می‌كنه .

- يادمه آخرين‌بار كه باهم صحبت می‌كرديم گفتی هرگز تو خيابون شناخته نمی‌شی ! هنوز هم اين‌جوريه ؟
Amy Lee : يقيناً كمی بيشتر از آن‌چه كه قبلاً بوده شناخته می‌شم . فكر كنم سال پيش حوالی ِ ماه ژوئن بود كه صحبت كرديم و خيلی بيشتر از اون زمان اتفّاق ميافته كه وقتی تو خيابون هستم كسی من رو بشناسه . اما نه آن‌طور كه نتونم به جاهای عمومی برم . هيچ وقت به اين حد نمی‌رسه . شايد به خاطر ِ اينكه من يه ستاره‌ی پاپ يا بازيگر سينما نيستم . يعنی اميدوارم كه هيچ وقت هم پيش نياد ! چون در اين‌صورت از زندگی متنفر می‌شم . البته خيلی جالبه كه يه طرفدار رو می‌بينی ، يه نوشته‌ای رو امضا می‌كنی و اون‌ها به موزيك و كار تو احترام می‌ذارن ؛ شايد اين يه تعارف باشه اما من هيچ وقت موقع بيرون رفتن آرايش نمی‌كنم و انتظار ندارم كه شناخته بشم ، اما مردم می‌خوان عكس من رو بگيرن و بذارن تو نت يا جاهای ديگه و منم ازشون می‌خوام كه لطفاً عكس ِ من رو نگيرين !

- اون‌موقع گفتی كه Evanescence فقط متشكل از تو و بن با يك گروه از بچه‌های ديگه است . حالا تو و بقيه به عنوان يك گروه داريد كار می‌كنيد چطور اين‌جوری شد ؟
Amy Lee : خُب من فكر می‌كنم كه برای يه گروه مهمّه كه احساس كنند قلب‌شون رو دارن برای يه كار می‌ذارن . جريان اين‌طور بود كه بقيه بچه‌ها وقتی به گروه آورده شدند كه كار تقريباً ضبط شده بود . در نتيجه قلب اون‌ها با كار نبود . ما به‌شون می‌گفتيم كه چه‌طور بنوازن و اون‌ها می‌نواختند . اين روش به‌خصوص زير نظر بن يه روش واقعاً سخت بود كه بايد همه چيز رو درست همان قدر كه لازم بود انجام می‌دادی و من به چنين روشی اعتقاد ندارم . من به قلب موسيقی اعتقاد دارم . چيزی كه موسيقی حتماً بايد داشته باشه . نبايد به صورت ديكتاتوری عمل كرد . موسيقی بايد در قلب شما باشد . بايد با احساس مطابقت كند و هركس می‌تونه اون‌طور كه می‌خواد از موسيقی ما و كاری كه گروه انجام داده برداشت كنه . اين‌جور نيست كه اول امتحان كنی و بعد بخوای مثلاً به يك موزيك محلّی يا چيز ديگر تبديل‌ش كنی . گيتاريست جديدمون يه چيز تازه به گروه‌مون آورد كه خيلی قشنگ و جالبه ! همين‌جور ما شانس اين رو داريم كه يك كار رو بدون عضو مهم و اصلی گروه با هم ادامه بديم . دور هم جمع بشيم و بگيم اين آهنگ بايد بهتر بشه يا اين كه با هم يه آهنگ رو بنويسيم و همه اين حس رو داشته باشن كه واقعاً توی يك گروه با تمام خاصیّت‌هاش دارن كار می‌كنند و نوازنده‌های كرايه‌ای نيستند .

- پس آخرين بار بن يه تيكه از آلبوم رو به طور كامل نوشته و اين تو چه‌طور نوشته شدن ِ آهنگ‌های آلبوم‌های بعدی می‌تونه تاثير به‌سزايی داشته باشه .
Amy Lee : حتماً تاثير خودش رو خواهد داشت . من فكر می‌كنم آلبوم بعد به مراتب بهتر خواهد بود .

- در واقع منظورت اينه كه دوست نداری از آلبوم‌های قبل اثری در آلبوم‌های جديدت باشه ؟
Amy Lee : هميشه بعد از يك آلبوم يه پيشرفتی بايد باشه . هميشه احساس می‌كنم كه بعضی وقت‌ها سخته كه همون كارهايی كه تو هفده ، هجده سالگی نوشته شده رو انجام بدی . در حالی كه اتفّاقات زيادی به‌ طور مثال برای من افتاده و حالا من آدم ديگه‌ای هستم . شما رشد می‌كنين ، تغيير می‌كنين و احساسات متفاوتی خواهيد داشت . برای من خيلی سخته كه يه چيزهايی رو بخونم كه مربوط به يه دوره‌ی قابل نقده . اون دوره‌ای كه اين چيزها رو نوشتم و من دوست ندارم هيچ وقت قابل نقد باشم . هميشه دوست دارم قوی‌تر از قبل باشم . برای همين هم دوست دارم كه درباره‌ی احساسات پخته‌تری بنويسم كه حالا دارم و همين‌طور راجع به چيزهايی كه ازشون گذر كردم . هميشه دوست دارم چيزی برای گفتن داشته باشم . نمی‌خوام هيچ‌وقت ساكت باشم .

- آيا آهنگ كاملی برای آلبوم بعدی‌تون داريد ؟
Amy Lee : آره ، دوتا . خيلی زياد نيست ؛ تيكه‌های زيادی می‌گيريم و ايده‌ها و نقشه‌ها و چيزهای زيادی داريم منتها اگه بتونيم از دست اين مسافرت‌ها نجات پيدا كنيم اون وقت می‌تونيم جمع و جورش كنيم . فكر كنم آخرهای فوريه يا اوايل مارچ اين مسافرت‌ها تموم بشه . اون‌وقت دوباره شروع می‌كنيم .

- پس به محض اين‌كه مسافرت‌هاتون تموم بشه اون‌وقت دوباره شروع می‌كنين ؟! هيچ استراحتی ندارين ؟!
Amy Lee : درسته ، چيزهای زيادی تو فكرم می‌سازم و دوست دارم بنويسم‌شون و حس می‌كنم اگه ننويسم‌شون منفجر می‌شم ! اين طولانی‌ترين مدت تو زندگيم ِ كه بدون نوشتن گذشته . هميشه آهنگ می‌نوشتم . قبل از بن و با بن و بعد از بن . كار نوشتن آهنگ‌های آلبوم تنها با بن نبود . ما با هم اون‌ها رو نوشتيم . در واقع اگر نتونم چيزهايی كه درونم هستند به آهنگ و شعر تبديل كنم احساس پوچی می‌كنم .

- پس وقت‌هايی كه در سفريد نمی‌تونيد چيزی بنويسيد ؟
Amy Lee : فقط راجع بهش فكر می‌كنم . شب پيش يه اجرا داشتيم به خودم قول دادم وقتی رفتم خونه سريع برم تو رختخواب حتی چيزی هم ننوشتم . طرفای ساعت 1 خوابيدم و طرفای 6:45 بيدار شدم كه اين اصلاً يه خواب ِ كامل نيست . بعدش سوار هواپيما شدم و به شهر بعدی رفتم . 1 ساعت بعد از اينكه به هتل رسيديم يه مصاحبه‌ی سه ساعته داشتم وقتی مصاحبه تموم شد برای چك كردن ِ صدا رفتم در حالی كه بين چك كردن صدا و اجرا فقط سه ، چهار ساعت برای خوردن و استراحت كردن وقت داشتم . تنها زمانی كه می‌تونستم چيزی بنويسم می‌تونست تو طول اون سه ساعت باشه كه اون‌ هم وسط روز بود . مثل اين می‌مونه كه خودم رو مجبور كنم يه چيزهايی بنويسم . وقتی كه حتی احساسی برای نوشتن ندارم فقط احساس خواب‌آلودگی شديد می‌كنم . خودتون هم ‌می‌دونيد كه زمان‌های سختيه . يه روز كه مرخصی دارم بايد بشينم و اون چيزهايی كه به ذهنم اومده يادداشت كنم ؛ ولی نوشتن توی مسافرت بالقوه غير ممكن ِ . خصوصاً وقتی كه برنامه سفر شما اين قدر به‌ هم فشرده باشه .

- فردا شايد برايت بدتر هم باشه چون يه پرواز پنج ساعته به Perth داری !
Amy Lee : برای من زياد مثل كاركنان هواپيما سخت نيست چون بارگيری طرفای هشت ِ صبحه و بعدش حركت و يه پرواز 4 ، 5 ساعته و همش قبل از نهار و تازه بعدش هنوزم وقت برای چك كردن صدا داريم .

- اين شايعه‌ها درباره‌ی اينكه تو و برلند قراره با هم كار كنيد چيه ؟
Amy Lee : خب من و برلند دوست هستيم و با هم كار هم انجام داديم . من و Danny Lohner ، David Bowie ، Rob Zombie ، Nails به عنوان ِ يه گروه زيرزمينی ؛ اما طبق قوانين و چرنديات او‌ن‌ها ديگه نتونستن از صدای من استفاده كنند كه واقعاً خجالت‌آوره چون ما كارهای خيلی خوبی با هم انجام داديم . وقتی كه بن گروه رو ترك كرد باهاش صحبت كرديم تو آلبوم بعدی باهامون همكاری كنه كه می‌تونست واقعاً عالی باشه اما من حس كردم كه خيلی مهمه كه من خودم برای گروهم آهنگ بنويسم . واقعا دلم می‌خواست خودم تجربه كنم و خطا كنم چون واقعا جالبه !


- فكر می‌كنی در آينده آلبومی با صدای تكی خودت به بازار بياد ؟
Amy Lee : نمی‌دونم فكر نمی‌كنم اما نمی‌تونم بگم ، گفتن‌ش سخته شايد اگه يه روزی evenascence ديگه وجود نداشته باشه به اين موضوع فكر كنم شايد هم تا اون موقع به اندازه‌ی كافی درآمد از كار موزيك داشتم كه ديگه به اين موضوع فكر نكنم.

- Terry از گروه Cold الان برای شما گيتار می‌زنه اوضاع اون چه جوريه؟
Amy Lee : بهتر از اون چيزی كه توقع داشتم چون اون‌ رو می‌شناختم اما نه خيلی زياد ما فقط دوستای خوبی بوديم و اين‌ رو می‌دونستم كه می‌تونم روش حساب كنم و اين واقعا به من آسايش خاطر می‌داد. Terry گيتاريست فوق العادست با يه اجرای خيره كننده روی صحنه! شخصيت خوبی داره واقعا خاكيه و مهم تر از همه‌ی اين چيزا يه آهنگساز فوق العادست كارای خارق العاده‌ای برامون ساخته خلاصه اينكه آوردنش‌ يكی از بهترين تصميماتی بود كه تا حالا گرفتيم.

- خب پس يعنی گروه Cold ديگه تموم شده محسوب می‌شه!
Amy Lee : مطمئنم كه اين‌طوره ؛ اونا می‌تونن يه گيتاريسته ديگه پيدا كنن و ادامه بدن اما اينو می‌دونم كه خواننده‌ی اصلی گروه مدام در حال ترك اعتياده واين مشكله بزرگيه. مدت زياديه كه مشكل داره و من فكر نمی‌كنم كه اونا بتونن كار ديگه ای داشته باشن. Terry هم از وضعيت گروه‌شون واقعا ناراحت بود پس ما تو يه شرايط خيلی عادی دور هم جمع شديم.

- پس كسی از گروه Cold احساس بدی نسبت به evenascence نداره.
Amy Lee : نمی‌دونم من باهاشون صحبت نكردم ملاقات ما واقعا خنده دار بود خواننده‌ی اصلی گروه واقعا آسيب ديده بود اما بقيه ی بچه ها توی گروه واقعا عالی بودن من عاشق Jerremy وKelly هستم كه واقعا عالی‌ان با هر دوی اين بچه ها دوست بودم درامر گروه رو خيلی خوب نمی‌شناسم اما فكر نمی‌كنم احساس بدی به ما داشته باشن فكر می‌كنم كه همشون از وضعيت گروه‌شون واقعاً ناراحت هستن.

- شما اينجا با Finger Eleven اومديد درباره‌ی اونا چی داری بگی؟
Amy Lee : آره , ما واقعاً اونا رو دوست داريم باهاشون تورهای زيادی می‌ريم واقعا بچه‌های خوبی هستن يكی از گروه‌های واقعاً با استعدادی هستن كه تا اونجا كه من می‌دونم تا حالا موفق نبودن واقعاً باهوشن ، باحالن و بچه‌های خوبين. James واقعاً عاليه و Scott خواننده‌ی اصليه گروه واقعاً دوست داشتنيه.

- فكر می‌كنی كه شانس اينو داشته باشين كه بازم سفرهايی مثل اين سفر داشته باشين؟
Amy Lee : هميشه نه . الان تو استراليا هستيم و همه دارن تا اونجا كه می‌تونن تلاش می‌كنن كه اين يه سفر خوب باشه . فكر كنم اين فقط من باشم كه تمام طول روز رو چسبيدم به مصاحبه‌های طولانی. هركس ممكنه وقت‌های زيادی رو گير بياره كه برای استراحت كردن بره جاهايی كه دوست داره اما بعضی وقتا كه من می‌تونم برای اجرا بيام بيرون انرژی زيادی رو از دست می‌دم شايد قبلاً هم كه زياد كار نداشتم اين جوری بود اما حالا قضيه‌ی كاره!

- خوب اين فقط وقتايی كه يه شغل خوب داری ممكنه اتفاق بيافته!
Amy Lee : آره واقعا كار خوبيه! با دستيارم “Beth” كه ميكاپ آرتيست و آرايشگر موم هست و همه كارام رو انجام می‌ده و واقعا نمی‌دونم چی بايد صداش كنم!ناهار می‌خورديم و 4 ساعت بيكاری داشتيم! خوب اين كارمونه و به خاطرش پول در مياريم اما Beth می‌گه اين كافی نيست.

- خوب فكر كنم ادامه بدی بهتره!
Amy Lee : "اين كافی نيست"حرفيه كه terry هميشه ميگه . بعد از بردن 2 جايزه و و مدتی سرپا ايستادن تو يه كنفرانس فشرده ، مصاحبه كننده‌ها ازش پرسيدن كه : خوب terryچه احساسی داری حالا كه گروه يه موفقيت عظيم بين الملی داشته و 6 ميليون كپی فروخته ؟ و اون گفت:اين كافی نيست! و ما فكر كرديم كه اين جالب‌ترين چيزيه كه ممكنه يه نفر تا حالا گفته باشه !


اینها همه چیز های کوتاهی در مورد evanescence بود . در متنهای بعدی در مورد ساختار آهنگهاش و کلی مطلب دیگه براتون می نویسم چون خودمم خیلی دوستش دارم و هر چی که بخواید در موردش می دونم  ........در ضمن البومی رو که امسال داده به بازار واقعا جالبه حتما گوش کنین

night wish

night wish NIGHTWISH

نایت ویش سال 1997 به دنبال موج نوی گروه های موسیقی گاث متال متشکل از گیتارهای خشن به اضافه صدای یک زن به عنوان وکال اصلی توسط نوازنده کی بورد با نام توماس هولوپاینن در کیتی فنلاند تشکیل شد. در نهایت موفق شد تا
صدای مختص به خود خلق کند. توماس پس از آشنا شدن با خواننده اپرایی به نام تاریاترونن پایه اول گروه را ریخت، گروه که پس از آمدن گیتاریستی با نام ایمپووورینن نوازنده باس، سامی وانشکا و درامری به نام جوکانوالا در مسیر اصلی گروه های مقلب به متال سمفونیک قرار گرفت. دموهای اولیه گروه باعث شد تا کمپانی ضبط موسیقی فنلاندی با نام اسپینفارم با آن ها وارد مذاکره شده و در نتیجه آلبوم نخست گروه با عنوان ((فرشته ها اول سقوط می کنند)) منتشر می شود. این در حالی بود که از شروع آغاز به کار گروه تنها کمتر از یک سال می گذشت. پس از انتشار آلبوم دوم، گروه تور سراسری اروپای خود را به راه می اندازند تا اینکه در سال 2000 با آلبوم ((ارباب آرزو)) در راس چارتهای فروش موسیقی جهان قرار گرفت. امروز نایت ویش که بیشتر با آهنگ ((کاش فرشته ای داشتم)) معروف است، به یک گروه معتبر بین المللی تبدیل شده است

Celine Dion

celin dion

Celine Dion در شهر Charlemagne (یک شهر کوچک در 30 مایلی شرق مونترال ) در کانادا به دنیا آمد . Celine Dion جوانترین فرد از یک خانواده 14 فرزندی بود که همگی دستی در موسیقی داشتند . پدر و مادر او هردو موسیقی دان بودند و یک کلوپ کوچک را اداره می کردند و در تعطیلات آخر هفته تمامی افراد خانواه به اجرای نمایش می پرداختند ومردم را سرگرم می کردند .

Celine Dion از سن 5 سالگی به همراه برادارن و خواهرانش شروع به خواندن کرد و بعد از چندی تجربه و توانایی اجرای زنده را بدست آورد .

در 12سالگی آهنگی را به همراه مادر و یکی از برادرانش اجرا کرد . از همین جا مسیر زندگی وی تغییر کرد و این آهنگ فرانسوی شروعی برای موفقیت های بعدی او شد .

نوار نمونه این آهنگ توجه René Angélil را که یک مدیر برجسته بود جلب کرد و René Angélil که مجذوب صدای Celine Dion جوان شده بود مصمم شد تا او را به یک استعداد جهانی تبدیل کند .

در سال 1982 اولین جایزه خود را کسب کرد که مدال طلای فستیوال جهانی آواز در یاماهای توکیو بود . در همین سالها Celine Dion با René Angélil ازدواج کرد .

شهرت وی هر روز در زادگاهش بیشتر می شد و در سال 1988 برنامه زنده تلویزیونی را در دوبلین ایرلند برای 600 میلیون بیننده در سراسر اروپا . امریکا ژاپن و استرالیا اجرا کرد .

شهرت جهانی Celine Dion وقتی بود که موسیقی انیمیشن موفق دیزنی Beauty and the Beast" " را ضبط کرد .

این ترانه موفق به دریافت جایزه Grammy و اسکار بهترین آهنگ فیلم شد .

دومین آلبوم انگلیسی زبان Celine Dion به نام simply celine dion هم منتشر شد که مجموعه ای از ترانه های عاشقانه بود .

آهنگ Think Twice در انگلستان با موفقیت زیادی روبرو شد که این فروش از زمان بیتلرها بی سابقه بود و تنها آهنگ یک خواننده زن لقب گرفت که به فروش 4 میلیون نسخه دست یافت .

آلبوم های به زبان فرانسوی او نیز به فروش می رسید و همه چیزبر وفق مراد بود.

با پخش آلبوم Falling Into You در مارچ 1996 به بالاترین فروش دست یافت و جایزه بهترین ترانه پاپ را در سی و نهمین دوره جشن سالیانه Grammy از آن خود کرد.

My Heart Will Go On اوج کار او بود . موسیقی فیلم تایتانیک که به طرز اعجاب انگیزی با فیلم گره خورد . Celine Dion و تمامی عوامل فیلم به همراه تایتانیک به اوج شهرت رسیدند . اجرای زنده این آهنگ در مراسم اسکار هم مورد توجه قرار گرفت و اسکار دوم را نصیب وی کرد .



دو آلبوم یکی به زبان فرانسوی و دیگری ترانه های مربوط به کریسمس کارهای بعدی او بودند که هرگز به موفقیت های قبلی نرسیدند .

در سال 2000 مجموعه ای از بهترین آهنگ های Celine Dion منتشر شد که عنوان قدردانی از خواننده مورد علاقه وی Frank Sinatra را یدک می کشید .

در شب شروع سال 1999 در مونترال آخرین اجرای زنده Celine Dion قبل از یک کناره گیری موقتی از خواندن برگزار شد و او چند سالی از دنیای موسیقی کناره گیری کرد .

در 25 ژانویه 2001 Celine Dion پسری به دنیا آورد که نامش را René-Charles Angélil گذاشتند واو را شش ماه بعد در مونترال غسل تعمید دادند .

Celine Dion شاید به دلیل داشتن ظاهرو چهره ای نه چندان زیبا و جذاب هیچ گاه خود را وارد مسائل حاشیه ای که گریبانگیر اکثر خوانندگان پاپ می شود نکرد و این یکی از نکات مثبت وی می باشد .

تا اینجا هر چه گفتیم موفقیت های Celine Dion بود ولی حقیقت این است که او هرگزیک اسطوره نیست . او در دوره هایی بهترین خواننده پاپ دنیا شد ولی هیچ گاه کسی از او به عنوان یک اسطوره و تک ستاره نام نبرد وازهیچ یک از آهنگ هایش به عنوان ترانه ای بی سابقه یاد نشد .

Celine Dion نیزمانند اکثر خوانندگان پاپ یک دوره طلایی را سپری کرد ولی اکنون به یک خواننده معمولی تبدیل شده است و بسیاری از طرفدارانش او را فراموش کرده اند. قصه غم انگیزی که حتی دامن امپراطوری مایکل جکسون را هم گرفت . Celine Dion تلاش زیادی می کند تا دوباره به خواننده ای درجه یک تبدیل شود ولی هرگز در انجام این کار موفق نشده است . حتی در آهنگ های آخرش تغییر سبک هم به چشم می خورد و آهنگ ها تندتر و جوان پسند تر شده است ولی بازهم نتوانسته است به شهرت پیشین خود برسد. شاید در چند سال آینده تنها نامی از Celine Dion باقی بماند

Pink Floyd

Pink Floyd

pink floyd

پينک فلويد مدت ها در کلوب هاي زير زميني لندن برنامه اجرا ميکرد و چندان شهرتي نداشت.در سال ۱۹۷۶ اولين آهنگ گروه ضبط و منتشر شد و از همان زمان ٫ علاقمندان موسيقي پاپ را به خود جلب کرد.


شعر و ترانه هاي پينک فلويد در اولين نظر عجيب نما بود چرا که نخستين شعرهاي سيد بارت شاعر گروه پينک فلويد ـ بيشتر حالت رويايي و خيالي داشت و قصد او ايجاد حالاتبياني شديد بود.او با بهره گيري از دنياي کودکانه ي آليس در سرزمين عجايب شعر هاي خود ميسرود.
شهرت بعدي گروه در اجرا ي زنده لندن بود که باعث شد تا عده ي بسياري هلاقهي شديدي نسبت به گروه پيدا کنند.
هدف گروه پينک فلويد نه شهرت بود نه پول بلکه نمايش يک دنيا ي عجيب پر از جنگ و استعمار.
همچنين نفرت از جنگ و دوست دار آزادي.


گروه پينک فلويد با بهره گيري از دستاورد هاي نور پردازي و تکنولوژي صدا و تصوير دست به نمايش غول آسا زد.براي اجراي هر نمايش زنده ده ها کاميون و سايل فني گروه را حمل ميکرد و تکنيسين هاي نور و تصوير صحنه را براي اجراي زنده آماده ميکردند.
اولين ضربه اي که به گروه خود مرگ سيد بارت که يکي از اعضاي اصلي گروه بود.اين باعث شد که خيلي ها گروه رو ديگه غير قابل تحمل بدونند اما اين فکر باعث شد که گروه آلبوم جديد خود رو به نام the wall به بازار بده.
همين آلبوم آنچنان ضربه ي محکمي به منتقدان اين موسيقي زد که آهنگ hey you هفته ها در صدر موسيقي انگلستان باشه.
گروه بعد از اين آلبوم کم کم رو به پول دوستي رفت تا اونجايي که راجر واترز که بعد از سيد بارت مرکز گروه بود گروه رو ترک کنه.
راجر واترز که بعد از سيد بارت شعر ها را ميسرود ديگه نتونست تحمل کنه.
سپس ديويد گيلمور وارد گروه شد و با صداي مخملي خود گروه رو بار ديگر جمع و جور کرد.
سپس آلبوم ضربت نهايي ٫ فضولي ٫ کاش اينجا بودي ٫ گم شده در ابر ها ٫ لغزش آني عقل ٫ مادر قلب اتمي٫ و ناقوس جدايي را سرود.
آلبوم ناقوس جدايي طرفداران زيادي رو به خود جلب کرد.
همچنين با آهنگ اميد هاي بزرگ که با تصويري بالايب سر نوازنده ها که نشان دهنده ي اميد بود به بازار عرضه کرد که اجراي زنده ي پلاس در سال ۱۹۹۵ بهترين کنسرت دهه ي ۹۰ رو به خود کسب کرد.همچنين آلبوم ديوار که سروده ي راجر واترز بود آنچنان تاثير گذار بود که لوکاس فيلمساز بزرگ و قدرتمند هاليوود اجازه ي ساخت فيلمي رو براي اين آلبوم گرفت و همين فيلم هم که همراه با موسيقي پينک فلويد بود بهترين فيلم سال ۱۹۸۰ شد که هنوز هم هنوز خيلي ها دنبال اين فيلم هستند.
اين فيلم داستان زندگي راجر واترز بود که پدرش در جنگ جهاني کشته شد و خود با محيط فاشيستي آن زمان بزرگ ميشه همراه با مدرسه.
آهنگ آجري ديگر بر فراز ديوار بود که گوينده ي نفرت بچه مدرسه اي ها از معلم و تنبه بود هم در صدر آهنگ هاي انگلستان قرار گرفت

U2

ini ke eynak gozashte u2 e...

گروه U2زمانی تشکیل شد که اعضای آن هوز دانش آموز مدرسه Dublins Mount Temple بودند. Bono خواننده گروه ، Edge گیتارست و نوازنده پیانو Larry Mullan درامر و Adam Clayton نوازنده باس گروه بودند .

دریک جماعت کوچک درمحله دوبلین کار خود را شروع کردند و همان سال اولین ضبط آنها بیرون داده شد . در ژانویه سال 1980 کارشان را به طور جدی ادامه دادند . مجله rock ایرلند خواننده های آن گروه را در راس پنج گروه منتخب قرار داد . در سال 1980 اولین کار خود به اسم ساعت 11 تیک تاک (11 o clock tick tock) را عرضه کردند .



U2 کار خود را با Steve Lilly White در سال 1980 آغاز کردند . آهنگ یک روز بدون من (A Day Without Me ) در همان ماه ارئه شد. آنها در اکتبر برای اولین اجرا در اروپا آماده شدند . در نوامبر 1980 U2 به آمریکا سفر کرد برای اولین اجرای خود در آنجا ، پس از آن در ژانویه سال 81 به دوبلین باز گشتند و در ژوئن سال 81 اولین شعر از دومین آلبوم در اکتبر ارائه شد . آتش (Fire) در استدیوCompass Point در طول وررود آنها به آمریکا ضبط گردید . تور آمریکا و اروپا ادامه پیدا کرد تا به اوج خود رسید و در ژانویه سال 1982 در Dublin RDS با ظرفیت 5000 نفر به اجرا گذاشتند . شعر روزسال جدید(New Years Day) در انگلیس نواخته شد و این آلبوم در انگلیس رتبه یک(NO.1) را به خود اختصاص داد و همچنین رتبه بالای 10 را در آمریکا به دست آورد . آلبوم آسمان قرمز خونی((Blood Red Skyدر آمفی تئاتر Red Rocks در کلورادو ضبط شد و این اولین آلبومی بود که به صورت زنده اجرا شد .آنها در ژانویه سال 84 توانستند جایزه پلاتین به دست آورند .

نویسنده مجله Rolling Stone با شمارش آرا در سال 83 لقب گروه سال را به آنها داد . در نوامبر سال 83 U2 اولین تور خود را در ژاپن اجرا کردند و در طول این سفر از این گروه برای بازدید از نمایشگاه عکسهای بمباران هیرو شیما دعوت کردند .

آنها با تهیه کنندگان جدید خودBrian Eno و Daniel Lanoisخارج از دوبلین در Slane Castle آلبوم آتش فراموش نشدنی (The Unforgettable Fire) را ارئه کردند . این آلبوم در اکتبر عرضه و وارد انگلیس شد و توانست رتبه اول را در 1984 و1985 در Wembley Arena و در Madison Square Garden نیویورک و Dublins Crock park را دریافت کند . آنهادر جولای 85 به دوبلین باز گشتند و شروع به کار بر روی آلبوم جدید خود کردند .آنها تمرین را در ژوئن سال 1986 متوقف کردند و مشغول نواختن برای تور شش روزه آمریکا که نام آن همکاری امید(A conspiracy Of Hope) در این طور افرادی چون Peter Gabriel , Lou Reed , Bryan Adams , Neville Brothers و Joan Baez حضور داشتند.

درمی سال 85 پهنه بیدار آمریکاWide Awake America در امریکا عرضه شد .درخت جاشوا The Joshua Tree در مارس سال 87 عرضه شد و صدر نشین شد . این آلبوم مقام اول را در انگلیس و همان مقام را در آمریکا (در آپریل)به دست آورد تور آریزونا برای اجرای درخت جاشوا در همان ما برگذار شد .

آنها در طول هشت ماه بیش از 100 شو اجرا کردند . درخت جاشوا در 22 کشور صدر نشین شد.

در دنباله در اکتبر سال 88 دو آلبوم بیرون دادند به نامهای طنین و هیاهو(Rattle &Hum) که بوسیله Jimmy Lovine تهیه شد . این آلبوم برای گروهش بیش از دو بار مقام کسب کرد .

در سال 91 آلبوم در برلین و دوبلین اجرا شد . حتی بهتر از چیز های واقعی (Even Better Than Real ) و اول (One) و راه های مرموز (Mysterious Ways) نواخته شدند . در ابتدای 92 یک تور که ZOO TV نام داشت را قبول کردند . آنها بعد از یک وقفه طولانی در سال 97 با تاثیرات الکترونیکی با آلبوم پاپ باز گشتند .این آلبوم درخشش خورشید (Staring At The Sun) نام داشت و باعث صعود گروهش شد .در اکتبر سال 2000بعد از سه سال آلبوم خود را عرضه کردند به اسم همه چیز هایی که نمی توانی آنها را ترک کنی و کنار بگذاری (All That You Cant Leave Behind). روز قشنگ (Beautiful Day)اولین شعر از این آلبوم بود که در تابستان به اتمام رسید و یک باز گشت خوب برای این گروه در سبک Rock n Roll بود. این شعر برنده اجرای سال شد

(R&R) (راک اند رل) Emrooz ba soltane

بروس الویس

بیوگرافی:
الویس در سال "۱۹۳۵" در شهر "تولپو" از ایالت "می سی سی پی "متولد شد.او یکی از دو پسر دوقلویی بود که خانواده پریسلی صاحب آن شدند پسر دیگر مرده به دنیا آمد تا کنایه تلخی بر زندگی مردی باشد که همواره تنها و بی رقیب بود.الویس در ده سالگی جایزه اول یک مسابقه کشف استعداد را برد و مدتی بعد در گروه نمایش دبیرستانش نیز نفر  نخست شد . در سال"۱۹۵۴" الویس که اندک اندک خود را به عنوان یک خواننده مطرح می کرد سعی کرد اولین آهنگ های خود را ضبط کند استودیوی کوچکی آن ضبط کرد.در یکی از روزهایی که گروه سر هم بندی شده مشغول ضبط بودند در وقت استراحت کار کنان و بین ضبط دو آهنگ الویس نسخه قدیمی یک آهتگ مشهور به نام mama thats alright راکه متعلق به یک خواننده هفتاد ساله بود و یک خودش آن را بازسازی کرده بود  برای تفریح نواخت نسخه باز سازی شده توسط الویس بر خلاف آهنگ اصلی سرشار از ریتم و بسیار هیجان انگیز بود در حالیکه آهنگ سر زنده او تمامی اعضای گروه را به هیجان بسیاری واداشته بود.ناگهان رییس استودیو با خوشحالی به الویس گفت همین آهنگ را برای ضبط اجرا کند.دیگر روند صعودی الویس شروع شده بود رییس استودیو پس از ضبط آهنگ و آماده شدن آن برای پخش با رییس یک شبکه رادیویی محلی تماس گرفت و آهنگ را در اختیار او گذاشت آهنگ الویس چنان مورد توجه شنوندگان و خود مسؤلین شبکه که در همان شبانه روز اول بیش از سی بار به در خواست شنوندگان از رادیو پخش شد در حالیکه بقیه آهنگهای مجموعه نیز قابلقبول بودند ولی هیچ یک از جلوه های خاص برخوردار نبودند. الویس بتدریج و در عرض چند سال سیمای یک ستاره را به خود گرفت و آهنگهایش به فروشها ی میلیونی دست یافت. الویس در ۱۹ سالگی یک مرد ثروتمند٬ یک ستاره"راک اند رل"و یک آدم مشهور بود ودر حالیکه یک کودکی آرام را پشت سر گذاشته بود ناگهانبه دیای پر زرق و برق یک ستاره پرتاب شد. الویس تا سال ۱۹۵۷ به درخشش خود ادامه و سه سال پیاپی صدر جدول فروش را به خود اختصاص داد تا آنکه در همین سال به خدمت نظام فرا خوانده شد در وضعییت هنری آن زمان الویس این دو سال دوری از صحنه می توانست پایان همه چیزو یک فاجعه تمام عیار باشد اما آلن پارکر (مدیر برنامه هایش حتی اجازه نداد برای یک روز کسی در سراسر آمریکا "الویس پریسلی " را فراموش کند و با وجود آنکه در این دو سال نه در هیچ فیلمی بازی کرد ونه به ضبط موسیقی پرداخت همه آمریکایی ها به مدد پارکر و تدبیر های تبلیغاتیش او را به خاطر داشتند .الویس پس از بازگشت از دوره سربازی در فیلمهایی چون "گاوچران٬ سر باز٬ بار بر بندر گاه٬ راننده مسابقات اتومبیل رانی و هزار یک نقش دیگر بازی کرد.ناگهان الویس به خود آمد و تسلیم وسوسه قدیمی موسیقی شد. بازگشت او به موسیقی خیره کننده بود و الویس کشف کرد که هنوز همه چیز را از دست نداده است از آهنگهای آن زمان او به نام "اذهان بد گمان" در سال ۱۹۶۹ پرفروشترین آهنگ شد.در آن زمان فشار کاری زیادی بر الویس وارد آمده بود و کنسرتها و تورهای مختلفی در سراسر جهان و برنامه کاری فشرده الویس را مجبور می ساخت که مانند یک باطری که احتیاج به شارژ داشته باشد انرژی خود را مدام تقویت سازد به این سبب به دارو های مسکن قوی که پزشک شخصی اش تجویز کرده بود روی آورد و سرانجام در شبانگاه روز شانزدهم آگوست سال ۱۹۷۷ الویس به دلیل بد خوابی ساعت ۹ شب از خواب بر خواست چند قرص آرامبخش خورد و به حمام رفت جاییکه پنج ساعت بعد او را مرده در وانی پیدا کردند در حالیکه تنها۴۲ سال از عمرش می گذشت. قطعات " راک اند رل" او علت اصلی محبوبیتش محسوب می شود شیوه اجرای او سبب تلفیق موسیقی سیاهان و سفیدان آمریکایی شد و منبع الهام بسیاری از هنرمندان بزرگ بعدی مانند بیتلز گردید.جان لنون در خاطراتش آهنگ "هتل دلشکستگی" از الویس را انگیزه خودش برای جذب شدن به موسیقی و سبک " راک اند رل" عنوان کرده است ٬مردی که بعدها رهبر افسانه ای گروه بیتلها شد .در سال گذشته میلادی آلبومی منتخب از بهترین آثار الویس به بازار عرضه شد تتا در کریسمس که می توانست هفتادو یکمین سالگرد تولد الویس باشد رقم باور نکردنی ۹میلیون نسخه برای فروش این آلبوم در سراسر جهان در طول یک سال اعلام شود . با نگاهی به زندگی این نابغه این فکر به ذهن خطور می کندکه شاید او چنین زندگی کرد تا اثبات کند هیچ اشتباهی نمی تواند استعدادبی بدیل او در موسیقی را حتی از فراز این همه سال خدشه دار کند در کلام آخر او سلطان موسیقی آمریکا بود و خواهد ماند.

slipknot

 

علاوه برآن شیفتگی موسیقی با تاریکی وانکار همه چیزو با مهربانی توهین

کردن اسم برای تماشاچیان(خرمگس ها) و برنامه کار اسلیپ نات برای

نامتال عامل موفقیت آنها بوده است.

اسلیپ نات در سال 1995 در منطقه غیر جذابی از دس موینس شکل گرفته

است. بعد از مدتی کارمندان اولیه به ترتیب نه نفر معین شدند(دردسته ای از

 صفر تا عدد هشت) دجی سید ویلسون جازیست جوی جوردیسون بیسیست

 پائول گری نوازنده اسبابهای ضربی کریس فن گیتاریست جیمز روت نمونه بردار/برنامه نویس کریج جونر نوازنده اسبابهای ضربی شان گرهان گیتاریست مایک دومپسن رهبر خوانندهکوری تیلور.

نمایش موزیک در دس موینز حرف چندانی نداشت وبزرگترین زمان بلند همتی برای گروهزمانی بود که انها با بی اعتقادی و دست انداختن و تمسخر کردن برخورد کردند در صورتیکهاولین جرقهبی نام دیدن صحنه نمایش برای آنها بود.در هالووین 1996 اسلیپ نات آلبوم خود را با نام

mate.feed.kill.repeat عرضه کردند که باعث به وجد آمدن آوازه ای در پیرامون گروه شد که برای اولین بار آنها سبکی باچندین نام یافتند. آن آلبوم برای توضیع به وسیله نبراسکا مبنی بر برچسب

ismsit و همچنین رسیدگی شده به وسیله ی رود رانر رکوردز

(road runner ) که در سال 1997 به وسیله اسلیپ نات امضا شده بود عرضه شد .به وسیله ی کار کردن با روس رابینسون به عنوان تولید کننده اسلیپ نات شروع کاست خود که به سال 1999 موکول شده بود را به وسیله ی خود و با خود ضبط کرد.مشغول کار شدن آنها در تور مسافرتی به اوزفست شنوندگان آنها را به طور واقعی شرح داد. در طی تابستان گروه با انرژی زیادی کار خود را انجام داد که در آن هنگام دوبار زخم روی سر کراهان بر روی طبلش باز می شود و هر دوبار لازم به بخیه می شود ترانه های wzit and bleed و spit it out برای گروه پخش از طریق تلویزیون را سبب شدند .بیشتر همهمه ها از مسافرت و خبر ماهانه آغاز می شود و بالاخره به وسیله تولید آلبوم پرفروش اسلیپ نات در بهار سال 2000 که اولین آلبوم پر فروش در تاریخ رود رانر بود(road

runner). در آن هنگام انتظارات برای آینده ی اسلیپ نات بسیار زیاد بود وبسیاری از سعی و کوشش بینندگان از پیش خبر دادن آن بود که ممکن است اسلیپ نات بصورت دست اول پدیدار شود به هر حال آنها مقدارکوفتگی رقابت در آن هفته روبه رو شدند .به هر حال سعی و کوشش گروه در سال

2001 رساند در تابستان در اوزفست بیشتر مسافرت های سنگین گروه ادامه یافت به ضمیمه ی متفاوت چشمگیرتر .پس از یک جادوی بزرگ بر روی شیوه ,گروه مکثی در مدت زمانی که کارمندان بر روی پیشنهادها در حال

کار بودند بدست آوردند .گروه با به قدرت رساندن بر چسب maggot recording نام خود با لقب Downthesun بر روی بر چسب به ثبت رساند که رهبر خواننده شان آن را همانطور به متخصص اسباب های ضربی (کراهان) تحویل داد

ضمنا ویلسون به نواختن دی جی به طور انفرادی تحت نام دی جی استار اسکریم شروع کرد و روت ودومپسون هر دو بر روی داده ها کار کردند جازیست جوردیسونبا گروهی که آن را رجکتز می نامیدند کار کرد جایی که او واقعا تا اندازه ای به عنوان گیتاریست کارمی کرد ضمنا تیلور کار را با گروهی که سوپر رگو نامیده می شدند کار کرد به علاوه در تکنوازی آهنگ brother که بخشی از آهنگ پر جازبه spiderman در سال 2002 بود شرکت کرد.در آن می گروه تعدادی مطبوعات جالب زمانی که تعدادی از طرفداران آنها وبسایتی انگلیسی با نام مشابه slipknot یافتند بدست آوردند و آنها غرق در ایمیل هایی شدند که عضوها با گستاخی فراوان برای آنها فرستاده بودند گیتاریستجوی جوردیسون و استیتیک ایکس گروه گیتاریست تریپ ایسن آن تابستان در مدتی که تیلور گروه قدیمی خود استون شور را سازماندهی کرد و آلبوم خود را انتشار داد برای طرح ماردردولز گروهی کار کردند .هنگام تابستان اسلیپ نات هنوز دوباره به هم پیوسته نشده بودند وتیلور گزارش خود را در وبسایت گروه اظهار داشت ماهها گروه گفتگویی با یکدیگر نداشتند و آنها نسبتا فروپاشی شده بودند.بیانه ای موجب شد تا آنها بین تیلور وگوار وابسته به اودروس یورونجوس مصمم نشان داده شوند اما آن تعداد زیادی از اندیشه های عجیب آنها را به سقوط فرستاد.اوایل سال 2003 تیلور انتقادهای خود را تکذیب کرد و زمینه ای را برای آلبوم جدیدش تبلیغ کرد در آگست گروه به صورت یکپارچه به ایالت آیوا در لانتانیم رفتند جایی که آنها کار بر روی آلبوم جدیدشان را به وسیله ی تولید کننده ریک رابین به طور عالی شروع کردند(pulse of the maggots)هنگامی که آنها دریافت کردن آلبومشان را به صورت خصوصی در آوردند کار با فهرست تراک ها برای (the subliminal verses) ادامه پیدا کرد و آنها آلبوم خود را برای عرضه در ماه می آماده کردند.اسلیپ نات بعد از آن برای رفتن به توری برای آمادگی برای کنسرت در اوزفست دست به کار شدندو با ظاهری کاملا متغییر در آن کنسرت ظاهر شدند.در 25 می اسلیپ نات با به اتمام رساندن کار آلبوم خود(the subliminal verses) به همهی درد و زحمت ها و اغتراض ها وهای هوی ها پایان داد آمیختن اسلیپ نات از یکنواختی , پست-کرن آلترناتیومتال ماریلین مانسون(سلطان نئوشوک متال) و رپ متال آنها را یکی از پر طرفدارترین گروهها ساخته است از آنرو آنها را نامتال می نامند هیاهویی از دیرباز قرن نوزدهم .اما همواره تئاتری عمل کردن و جلب کردن توجه ها وشکل شمایل ها ازهمه برای آنها مفیدتر بوده است .این گروه همیشه برنامه های خود را با لباسهای یکسان و ماسک های دست ساز هالووین شروع می کندوچیزی که به رازهای آنها اضافه میکند ناشناسی به وسیله ی قبول کردن عدد صفر در میان هشت به عنوان نام مستعار صحنه نمایش است

LimpBizkiT

LimpBizkiT

LimpBizkit

یکی از پر انژی ترین گروه های متال نوین که آمیزه ای زیبا از رپ – متال را به نمایش گذاشت، لیمپ بیزکیت در 1994 و در فلوریدا شکل گرفت، خواننده ای بنام فرد دارست و دوستش سام رایورز که نوازنده باس بود هسته اولیه را تشکیل دادند، مدتی بعد پسر عموی سام، جان اوتو هم به عنوان درامری به آن ها ملحق شد و با آمدن گیتاریستی به نام وس بورلند جمع شان کامل شد، البته این پسر با دی جی لیتال تعویض شد. پس از آنکه گروه کورن در منطقه جکسون ویل در سال 95 اجرای برنامه می کند و فلیدی از آن گروه چند خال کوبی برای دارست انجام می دهد، این دو به دوستان صمیمی تبدیل می شوند، بار دیگر که کورن به جکسون ویل می آید، دمویی از کارهای لیمپ بیزکیت را می گیرند و به تهیه کننده خو رز رابیسون می دهند، اینجا بود که لیمپ بیزکیت برای اجرای برنامه در تور به همراه گروه های چون دفتونز و هاوس اوپین انتخاب شد، به دنبال این تور قرار دادی هم با گروه بسته شد و اندک زمانی بعد اولین آلبوم گروه با عنوان Three Dollar Bill Tall منتشر شد. تا نیمه سال 98 گروه به یکی از سردم داران رپ کور زیر زمینی بدل شد بود و شرکت در نمایش سال 98 برنامه ای در MTV آن ها را مطرح ساخت اما آنچه باعث شد پروفایل کاری گروه پر و پیمان شود شرکت در تور فامیلی والوس بود، دومین آلبوم گروه other signi hicant در ژوئن 1999 منتشر شد، و ساخت کلیپ ترانهNOOKIE آن ها را به یک سوپر استار بدل ساخت. تا پایان سال چهار میلیون سال از کار به فروش می رسد. اما در میان این موقعیت عظیم کارهای جنبی دارست تا محبوبیت گروه زایل شود، فرد دارست کوشید تا هر طور شد محبوبیت سابق را تجدید کند ونتیجه این تلاش انتشار آلبوم سوم گروه به نام dog flavored  water chocolate starfish and hit بود.

Marilyn Manson

Marilyn  Manson

Marilyn  Manson

مرلین منسن متولد 5 جون سال 1969 است.نام واقعی او برین وارنر(Brain warner) است.او در خانواده ای متوسط در کانتون زندگی می کرد.نکته جالب اینکه او در یک مدرسه مذهبی (مسیحی)تحصیل می کرد.منسن در سن 18 سالگی به فلوریدا رفت وشروع کرد به نوشتن داستان و شعر و تلاش کرد که آن ها را منتشر کند.ولی به این کار ادامه نداد. بعد از آن شخصی بنام scott Mitchell ملاقات کرد که در آن موقع برای گروهی گیتار می زد زندگی هنری منسن از آن زمان آغاز شد. منسن نامش را از مخلوط کردن دو نام آوده است. نام کوچک او یعنی مرلین را ازنام بازیگر زن معروفی به نام Marilyn Monroe گرفته و نام کوچکش را از یک رهبر مذهبی نچندان معروف به نام Charles Manson گرفته است.او در وقت های آزادش نقاشی می کند و می نویسد.همچنین اودارای یک کلکسیون از اعضای مصنوعی بدن انسان است و به این کار بسیار علاقه دارد.نام گروه او که در سال 1990 درست کرد در ابتدا The spooky kids بود ولی بعدها گروه او بی نام گشت وتنها نام مرلین منسن ذکر می شود.خانه او در لوس آنجلس است که یک بار هم از آن بعنوان استودیو برای ضبط آهنگ هایشان استفاده کردند.اصطلاحی برای طرفداران مرلین وجود دارد:Marilyn Manson look که منظور از آن چشم منسن است که در آن لنز قرار داده.منسن خواننده ای است که در دهه 90 با ظهور ناگهانی خودش روح تازه ای در کالبد در حال زوال موسیقی راک دمید و با صدای سازهایی که بیشتر به صدای ارواح شبیه بود سبک تازه ای را به دنیای موسیقی معرفی کردند و بعدا این سبک مورد تقلید گروههای زیادی قرار گرفت.

اعضای گروه مارلین منسون

Twiggy Ramirez او بیسیتست گروه است و Giner Fish او درامر گروه است و Madonna Wayne Gacy نوازنده کیبور گروه بر عهده دارد و John همکنون گیتریست مرلین است

ویژگی دختران ایرانی در چت

 چت unA new dangerous computer virus that can destroys all your data has just been released . Click here to know how to avoid it : http://mytermex.com?id=pc_protector <<

 

 

دختر: سلام خواهش ميكنم! Asl pls  ؟

پسر: تهران/وحيد/26 و شما؟

دختر: تهران/نازنين/22

پسر: چه اسم قشنگي! اسم مادربزرگه منم نازنينه!

دختر: مرسي! شما مجردين؟

پسر: بله. شما چي؟ ازدواج كردين؟

دختر: نه منم مجردم! راستي تحصيلاتتون چيه؟

پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه MIT دارم!!! شما چي؟

دختر: من فارق التحصيل رشته گرافيك از دانشگاه سرين فرانسه هستم.!!!

پسر: WOW چه عالي! واقعا از آشناييتون خوشبختم.!

دختر: مرسي منم همينطور! راستي شما كجاي تهران هستين؟

پسر: من بچه تجريشم! شما چي؟

دختر: ما هم خونمون اونجاس! شما كجاي تجريش ميشينيد؟

پسر: خيابون دربند! شما چي؟

دختر: خيابون دربند!؟ كجاي خيابون دربند؟

پسر: خيابون دربند ، خيابون........كوچه..........پلاك......... ، شما چي؟

دختر: اسم فاميليه شما چيه؟

پسر: من؟ حسيني! چطور!؟

دختر: چي؟ وحيد تويي؟ خجالت نميكشي چت مي كني؟ تو كه گفتي امروز با زنت ميخواي بري قسطاي عقب مونده ي خونه رو بدي! مكانيكي رو ول كردي نشستي چت مي كني؟

پسر: عمه مولوك شمايين!؟ چرا از اول نگفتين؟ راستش! راستش!

ديشب مي خواستم بهتون بگم امروز با فريده..... ، آخه مي دونين............

دختر: راستش چي؟ حالا آدرس خونه منو به آدماي توي چت ميدي؟ ميدونم به فريده چي بگم!

پسر: عمه جان! تو رو خدا نه! به فريده چيزي نگين! اگه بفهمه پوستمو ميكنه! عوضش منم به عمو فريبز چيزي نميگم!

دختر: اوووووووم خب ، باشه چيزي بهش نميگم. ديگه اسم فريبرزو نياريا !

پسر: باشه عمه مولوك باي.......!!!

metallica give you heaven baby

متالیکا: نوعى هیولا ساخته جو برلینگر و بروس زینافسکى روى تصویر ظاهر مى شود. ساخت جدید ترین آلبوم گروه متالیکا با عنوان قدیس خشم به یک ماراتن تمام عیار تبدیل شد. در سینما حتى ستارگان مقتدرى چون تام کروز، باید بر طبق برنامه از پیش تعیین شده کار کنند. اما در صنعت موسیقى رسمى حاکم است و آن اینکه وقتى گروهى وارد استودیو مى شود، تا زمانى که همه چیز واقعاً مرتب و درست نباشد از آن خارج نخواهد شد.
۷۱۵ روز زمانى بود که صرف آمادگى کامل گروه متالیکا شد تا یک آلبوم ضبط کنند. به هر حال متالیکا در موسیقى گروه مهمى است. رکورد پرفروش ترین تور هاى موسیقى دهه ۹۰ آمریکاى شمالى و فروش نود میلیون نسخه از آثار گروه ظرف دو دهه گذشته دستاورد قابل توجهى است. وقتى خواننده گروه جیمز هتفیلد روى صحنه مى خواند رو به راه به نظر نمى رسد و تعجبى هم ندارد که مثل جک بلک در فیلم مدرسه راک، به زمین هم بیفتد. طرفداران به خاطر هتفیلد متالیکا را دوست دارند. روى صحنه جاى مناسبى براى از هوش رفتن نیست.
و بعد دوربین هاى برلینگر و زینافسکى به کار مى افتند، گره گشایى مى کنند و وارد جرو بحث ها و مشاجره هاى اعضاى گروه مى شوند. هتفیلد مدت کوتاهى پیش از نمایش فیلم در نیویورک گفت: «وقتى تصاویر خودم را در این فیلم مى بینم، خب اصلاً راضى نیستم. خیلى غیرقابل تحمل به نظر مى رسم.» متالیکا: نوعى هیولا چیزى وراى یک مستند درباره موسیقى است، هر چند که قطعات موسیقى در آن فراوان به گوش مى رسد. این فیلم گوشه اى پرارزش از تاریخ فیلمسازى است که پنج شخصیت انسانى متفاوت (سه عضو گروه و دو فیلمساز) را براى مدتى طولانى کنار هم قرار مى دهد.» این مستند از آن فیلم ها نیست که خواننده هاى راک از خودشان براى مستند ساز ها بگویند و بعد مستند ساز ها چیز دندان گیرى از خواننده هاى راک به تماشاگر نشان ندهند.
متالیکا: نوعى هیولا سرشار از واقع گرایى و حقیقت زندگى است. متالیکا حدفاصل سال هاى ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۳ را در رکود و رخوت کامل به سر برد. کارگر هاى قدیمى سان فرانسیسکو، این دوره را در پریشانى و آشفتگى از سر گذراندند. تمام دردسر ها براى ضبط آلبومى بود که بعد ها قدیس خشم نام گرفت. در طول مدت تمرین و ضبط قطعات این آلبوم، اعضاى گروه توسط دکتر فیل تاول تحت روان درمانى قرار گرفتند. این روان شناس سعى داشت تنش هاى جارى میان اعضاى گروه را از میان ببرد و خشم و اضطراب هاى آنان را مهار نماید. به خصوص درگیرى هاى جیمز هتفیلد و لارس اولریخ نوازنده درام گروه، که گروه متالیکا را در سال ۱۹۸۱ بنیان گذاشتند. و کرک همت گیتاریست گروه که یک سال بعد به آنها افزوده شد. به جز این سه نفر نوازندگان متعددى در بیست و سه سال گذشته به گروه پیوستند و بعد هر کدام به دلایلى راه خود را جدا کردند. مدت کوتاهى پس از آغاز فیلمبردارى هتفیلد به علت اعتیاد شدید به الکل گروه را ترک کرد و یازده ماه را در کلینیک هاى بازپرورى صرف ترک اعتیاد نمود. خود هتفیلد درباره آن دوران مى گوید: «تصمیم این بارم براى ترک الکل جدى بود. نمى خواستم مثل دفعات قبل پیش یک روانپزشک بروم. دلیل اصلى اش هم این بود که همسرم مرا از خانه بیرون انداخته و گفت: برو تو یه بیمارستان بسترى شو، تو واقعاً به کمک احتیاج دارى.» وقتى هتفیلد برگشت، بالاخره گروه کارساخت آهنگ ها را به پایان رساند و ضبط را آغاز کرد. گیتار بیس آلبوم قدیس خشم را باب راک تهیه کننده متالیکا نواخت. بعد هم رابرت تروخیلو نوازنده بیس سابق گروه آزى آزبرن براى تور سیزده ماهه گروه استخدام شد. آزبرن هم بلافاصله جیسن نیوستد نوازنده سابق بیس متالیکا را جایگزین تروخیلو کرد. در واقع خروج نیوستد از متالیکا در سال ۲۰۰۱ جرقه آغاز بحران در گروه بود. بعد تاول روان شناس استخدام شد. در فیلم صحنه اى هست که تاول مى گوید فروش خانه اش در آرکانزاس ربطى به حقوق ماهیانه چهل هزار دلارى اش که از گروه هوى متال کالیفرنیایى مى گرفت ندارد. زمانى که تاول را در یک میهمانى پیش از نمایش افتتاحیه فیلم در نیویورک دیدم متعجب نشدم. او همراه شان پن و کلى از برو بچه هاى سینماى مستقل نیویورک، مشغول گپ زدن بود و هتفیلد که در فیلم چهره ناخوشایندى از خود به نمایش گذاشته مى گوید: «فکر مى کنم حضور تاول یک هدیه بود، یک هدیه پدرانه.»
برلینگر و زینافسکى اولین بار اعضاى گروه متالیکا را در سال ۱۹۹۶ و براى کسب اجازه استفاده از ترانه مشهور بازگشت به خانه (آسایشگاه روانى) از آلبوم عروسک گردان در فیلم گمشده در بهشت ملاقات کردند.
گمشده در بهشت مستندى بود درباره سه نوجوان اهل ممفیس که به جرم کشتن سه نفر در مراسم شیطان پرستان در حال گوش دادن به موسیقى هوى متال دستگیر شده بودند. بنیادگرایان مذهبى همیشه با موسیقى متال مخالفت مى ورزند اما با سبک هاى دیگر موسیقى مشکلى ندارند. البته جریان اصلى موسیقى هم دل خوشى از موسیقى متال ندارد. مطبوعات هم همین طور، مثلاً گاردین همه سبک هاى موسیقى را نقد مى کند و به آن مى پردازد. اما به یاد نمى آورم در گاردین نقد یا مقاله اى درباره متالیکا یا مثلاً مگاوث خوانده باشم و این غیرمنصفانه است. متالیکا در دو دهه گذشته حضورى مقتدر در عرصه موسیقى جهانى داشته و قدیس خشم آلبومى متفاوت و چالش برانگیز است. بیشتر از آن که به سبک ترش متال (Thrash metal) نزدیک باشد به سبک پانک (Punk) شباهت دارد. «آنها بازگشتى به سبک و سیاق سال هاى اولیه فعالیت شان داشته اند» کتى کمپینا نویسنده مجله آمریکایى متا اج، راهنماى من در دنیایى که دایناسور هایش هنوز از میان نرفته اند این جمله را بر زبان مى آورد. او مى گوید: «قدیس خشم یک آلبوم کاملاً شخصى است. آنها در این آلبوم تحت تاثیر هیچ کس حتى زینافسکى و برلینگر، قرار نگرفته اند. همه در این پروژه همدیگر را جدى گرفته اند.»
زمانى که زینافسکى و برلینگر با گروه متالیکا دیدار کردند، در واقع علاقه اى به موسیقى هوى متال نداشتند. برلینگر در این باره مى گوید: «در سال ۱۹۹۶ براى موسیقى بعضى از فیلم هایمان با گروه متالیکا آشنا شدیم. به نظر یک مشت مست و ابله و بى عقل مى رسیدند. ما طرفدار موسیقى آنها نبودیم، اما براى موسیقى فیلم مان به آنها نیاز داشتیم.» اعضاى گروه نه تنها با خواسته آنها موافقت کردند، بلکه یکى از ترانه هاى خود را نیز به شکل مجانى در اختیار آنها قرار دادند. لارس اولریخ درامر گروه با اشاره به مستند نگهدارى از برادر ساخته زینافسکى و برلینگر که در جشنواره سال ۱۹۹۲ ساندنس برنده جایزه بهترین مستند شد مى گوید: «از وقتى آن فیلم را دیدم، طرفدار جو و بروس شدم. مستندى بود درباره چهار برادر نیمه خل و چل که در نیویورک زندگى مى کردند.»
متالیکا: نوعى هیولا هم از بعضى جهات شباهت هایى با آن فیلم دارد. برلینگر مى گوید: «آنها خیلى معقول و جذاب به نظر مى رسند و خیلى هم روشنفکر و مطلع. براى ما خیلى جالب بود که پرسوناى آنها روى صحنه با آنچه در زندگى عادى بودند تفاوت هاى بسیارى داشت. لارس اولریخ یک عشق سینماى واقعى است که خیلى فیلم دیده.»
در واقع وقتى اولریخ فهمید که این دو قصد دارند مستندى درباره آلبوم جدید گروه بسازند، هیجان زده شد. حتى درخواست کرد فیلم چیزى بیش از یک اطلاع رسانى تجارى باشد.
«نگران تجارى و سطحى درآمدن کار بودم. اما فیلم چیزى فراتر از حد انتظارم شده است.»
دو فیلمساز هم همین نگرانى را داشتند. زینافسکى در این باره گفت: «با ساختن فیلمى مثل بهشت گمشده نمى توان ثروتمند شد. اما از راه ساخت آگهى هاى تبلیغاتى پول در مى آوردیم و این پروژه یک کار کاملاً شخصى بود.»
اما خب همیشه مشکلاتى هم هست. «هر بار که به دیدن آنها رفتیم، گفتیم که نمى خواهیم یک مستند تبلیغاتى صرف بسازیم جیمز به ما نگاه مى کرد و مى گفت امکان نداره. هتفیلد حتى قبل از ترک اعتیادش به الکل هم آدم ترسناکى به نظر مى رسید. اندامى ورزیده پر از خالکوبى با صدایى گیرا و خشن. یکى از خوفناک ترین آدم هایى که تاکنون دیده ام.»
اما وقتى جیمز پس از ترک اعتیاد بازمى گردد مى گوید: «الان در بهترین شرایط هستم.» جیمز با نیشخندى بر لب و نگاهى مهربان از پشت عینک آفتابى زرد رنگش این جمله را بر زبان مى آورد. آنچه بر سر جیمز و گروه آمد آنها را ناچار کرد تاول را به خدمت بگیرند و روانشناس هم به آنها اطمینان داد که شبیه مشترى هاى پیر او نیستند که در اتاقى در هتل ریتز کارلتون سن فرانسیسکو به ملاقاتش مى روند. سه سال تمام دوربین ها به دنبال گروه همه جا رفتند و دائم خاموش و روشن شدند. نتیجه این خاموش و روشن شدن مکرر دوربین ها فیلمى شد که احتمالاً بهترین مستند نسل جدید درباره موسیقیدان هاى هوى متالى است که در حین تمرین دائم به هم و به همه چیز بد و بیراه مى گویند.
متالیکا: نوعى هیولا مى توانست یک سریال اپراى صابونى باشد. خیلى ساده مى توان آن را با سریال تلویزیونى آزى آزبرن مقایسه کرد. سریال آزى آزبرن که یک
Reality TV serial است، به لحاظ شخصیت ها شباهت هاى فراوانى با این مستند دارد. به جاى خود آزى، هتفیلد را مى توان گذاشت. با خالکوبى بازوى راستش که سنت مایکل را در حال مبارزه با شیاطین نشان مى دهد. به جاى شرون همسر آزى هم لارس را داریم که نصف هیکل هتفیلد هم نمى شود، اما در مورد مسائل مالى گروه او تصمیم مى گیرد. اولریخ در فیلم عصبى اما با تدبیر به نظر مى آید. اما در زندگى واقعى (حداقل در مصاحبه هایش که حداقل نیمى از زندگى واقعى است) فردى مطلع و خوش صحبت است.
و بالاخره گیتاریست اول گروه کرک همت را داریم، تنها عضو گروه که هنوز موهایش را بلند نگه داشته (هر چند فقط تا سرشانه هایش). همت شخصیتى کالیفرنیایى دارد که هرگاه لازم باشد خودش را کنار مى کشد. خودش به شوخى مى گوید: «همیشه آدم خوبى بود ه ام. در بیست سال گذشته داور و قاضى گروه بودم . اگر من در گروه نبودم اختلافات این دو نفر گروه را نابود مى کرد.» ضمناً همت یکى از خدایان گیتار الکتریک جهان است. یک نسل از نوجوانان (خصوصاً در آمریکا) نواختن گیتار را از مقالات و نت هاى آموزشى همت در مجلات هوى متال آموخته اند، اما او همیشه کمتر از هتفیلد و اولریخ به چشم مى آید. همت لزوم استخدام تاول را تایید مى کند. «روان درمانى آخرین انتخاب ما بود. همه خسته شده بودیم. زندگى بى بند و بار ستارگان راک را سال ها بود تجربه کرده بودیم اما همه چیز دیگر لطفش را برایمان از دست داده بود. دیگر این طرز زندگى داشت به شدت به ما لطمه مى زد. روان درمانى تنها راه ممکن براى ادامه کار بود. اصلاً جیسن نیوستد (نوازنده بیس سابق گروه) هم به همین خاطر گروه را ترک کرد. همه ما بریده بودیم و تحمل همدیگر را هم نداشتیم.»

 

متالیکا: نوعى هیولا در نهایت چیزى بیش از یک فیلم تجارى است که یک گروه مردان میانسال موسیقیدان در حال روان درمانى را نشان بدهد. این برترى به خاطر سیاست هاى مستندسازى نیست، بلکه به تجربه گرایى زینافسکى و برلینگر در پروسه تولید طولانى مدت فیلم مربوط مى شود. اما انگار کسانى نمى خواستند متالیکا براى بازگشت آماده شود یا فیلم به انتها برسد. وقتى کمپانى تهیه کننده تصمیم گرفت فیلم را در تلویزیون پخش کند، گروه متالیکا به قصد جلوگیرى از این کار فیلم را خرید. برلینگر مى گوید: «خوشبختانه همه چیز درست شد. کمپانى الکترا آن قدر منطقى بود که فیلم را رها، یا بهتر بگویم آزاد کند. گروه یک چک دو میلیون دلارى به کمپانى الکترا داد و کلیه حقوق تجارى فیلم را خرید و قرار شد چهار و نیم میلیون دلار هم پس از نمایش عمومى فیلم به الکترا پرداخت شود.»
فیلمبردارى ادامه یافت، اما کنترل همه چیز اکنون در دست دو فیلمساز بود. برلینگر مى گوید: «این آدم ها (اعضاى گروه) خیلى آدم هاى خوبى بودند که اختیار تدوین نهایى را به طور کامل در اختیار ما قرار دادند. هیچ وقت نگفتند این کار را بکنیم و آن کار را نکنیم.»
با نمایش فیلم تنها در دو سالن در نیویورک و یک سالن در لس آنجلس، متالیکا: نوعى هیولا رکورد فروش مستند هاى راک را شکست و حالا باید عکس العمل هاى متفاوت تماشاگران انگلیسى را شاهد باشیم. چرا که این روان درمانى ها و خودنگرى هاى گروه در فیلم، براى انگلیسى ها بامزه تر خواهد بود تا آمریکایى ها. این خیلى غم انگیز خواهد بود که مستندى درباره روان درمانى گروهى، تماشاگران جدى سینما را ممکن است فرارى بدهد. اما قطعاً حداقل علاقه مندان موسیقى متال از آن استقبال خواهند کرد.
فیلم میان جلسات روان درمانى و ضبط آهنگ ها در حرکت است و زندگى واقعى را بى واسطه به تصویر مى کشد.
نوعى هیولا فیلمى بسیار جاه طلبانه است، به خصوص در ده یا پانزده دقیقه اول این جاه طلبى کاملاً هویدا است. برلینگر که به همراه زینافسکى و دیوید زایف (تدوین گرى که در دو مجموعه تلویزیونى حقیقت تلخ و ملت تلویزیون با مایکل مور همکارى کرده بود) دو سال براى تدوین همزمان با فیلمبردارى وقت صرف کردند، در این باره مى گوید: «این سخت ترین و دشوارترین تدوینى بود که در عمرمان انجام داده ایم. فیلم ساختار خطى مرسومى نداشت. بیشتر بر پایه گسترش، احساس و وجه تماتیک ماجرا تاکید داشتیم که کار بسیار دشوارترى بود و توجه تماشاگر را هم کمتر جلب مى کرد. چالش ساختارى دیگرى که با آن مواجه بودیم این بود که هر علاقه مند موسیقى مى دانست که متالیکا چه دورانى را گذرانده. تصمیم نهایى ما هم بر این شد که فیلم را به طور موازى با تصاویر حال حاضر و فلاش بک پیش ببریم. پناهم بده مستندى که در سال ۱۹۷۰ درباره گروه راک برادران مى لز ساخته شد نیز از همین ساختار تبعیت مى کرد. لارس مى گفت دوربین ها مثل سرم هاى حقیقت هستند و اگر در جلسات روان درمانى حاضر نباشند همه چیز از دست مى رود.»
زینافسکى هم اشاره مى کند که جذابیت فیلم از شخصیت متغیر و دکتر جکیل / آقاى هاید گونه اعضاى گروه ناشى مى شود. عناصر اجرایى فراوانى در فیلم وجود دارد. در استودیو، در جلسات روان درمانى و جا هاى دیگر، نه در مصاحبه هاى مزخرف و پر از دروغ و ریا.
اما آیا همیشه همین طور است؟ این سئوالى است که از همت پرسیدم. «راستش فکر مى کنم همیشه همین طور است. این فیلم خیلى جاه طلبانه است. جاه طلب در نفوذ به عمق اتفاقات، جاه طلب در نحوه نمایش ما جلوى دوربین، در آنچه از زندگى گذشته ما مطرح مى کند.»
نوعى هیولا یک فیلم هوى متال است. در یکى از ترانه هاى آلبوم قدیس خشم آمده است: رهایش مى کنم بدون پشیمانى / باید خشمم را رها سازم.

 

منبع: روزنامه شرق

جیمز هتفیلد: زندگی بیش از آنچه می بینی دیدنی دارد.

مـــتــــالــیـــکا نخـــواهد مـــــــرد

 

 

 

سالها پیش وقتی من و شما در این جهان پوچ و سیاه وجود نداشتیم

 

چهار اسطوره نام مقدس خویش را به تاریخ موسیقی  جهان معرفی کردند.

 

 آنها با موسیقی های رسا و گیرای خویش توانستند سبک تازه ای به موسیقی

 

ببخشند و نام متال را بر سر زبان کوچک و بزرگ بنشانند.

 

جیمز با صدای گیرا و شیوایش وقتی لب به خواندن میگشود صداها خاموش

 

و بیرنگ میشدند و نگاه عالمیان را به خود جلب میکرد بطوری که هیچ

 

و در هیچ زمان هیچ صدایی نتوانست در مقابل صدای او مقاومت کند

 

همانند او جهان به چشمهایش نخواهد دید.

 

کرک همت با پنجه های  فلزی و خستگی ناپذیرش بطوری  دستهایش

 

بر گیتار بازی میکرد که گویی سیمهای گیتارش بر دست او عشق بازی

 

 میکنند و انگار این عشق بازی هیچ وقت به اتمام نمی رسد.هیچ بشری

 

تا به اکنون نتوانست دستهای کرک را وقتی که باره میگرفت ببیند

 

و بتواند تشخیص بدهد که او اکنون دستش بر روی کدام فرت قرار گرفته

 

است.

وقتی جی سون دستش را بر گیتار بیس خود می برد گویی گیتارش

 

بر او التماس میکند که هرگز او را تنها نگذارد و گویی سایر گیتار بیس ها

 

بر آرزوی دست سام زنده و تا آخر عمر خود در انتظار او میمانند تا در

 

دست جی سون جان ببازند.(1)

 

لارس هنگامی که با بازوان طلایی اش  بر درامز میکوبید  گویی  جهان

 

بر لرزه افتاده و فرو خواهد ریخت و گویی درام ها بر دست او بوسه میزنند

 

هیچ تبعی نیست که بتواند در مقابل شعرهای لارس و جیمز کلمه ای بر زبان

 

بیاورد و اسمی از خود بیاورد و ستارگان برای شنیدن شعرهای آنان خموش

 

میشدند

 

 

 

 

 

 

میدانم هیچکس نیست که موسیقی متالیکا رو بشنود و خوشش نیاید

 

و اما چنین است جواب سالها تلاش و سختی کشیدن؟

 

لعنت بر من! لعنت بر من! و هزار لعنت بر من!

 

چرا باید من وقتی میدانم که در مسیر این چهار اسطوره چه اتفاق ها

 

و حوادث پیش آمد  وقتی من عوضی میدانم در مسیر متالیکا

 

بخاطر سبک و اشعار آنها  لقب یاران شیطان و عوامل فساد عقل

 

 داده شد

وقتی قاضی های ایالات متحده آمریکا به دورهمدیگر جمع شدند و

 

 بخاطر فقر فهمشان به این اسطوره ها حکم ترور مخفیانه  و

 

 ناعادلانه داده شد و چندین بار مکرربه این عمل وحشیانه خویش ادامه

 

ولی دستهای پدر متال آنها را در آغوش گرفت و از آنها نگهداری کرد

 

 تا آنها  در امان بمانند  و درنتیجه وقتی قاضی ها به

 

 خواسته ی  وحشیانه خویش نرسیدند تسلیم شدند و از کار خود صرف

 

 نظر کردند تا بالاخره امروز من بتوانم بجای آنها به متالرهای دیگر

 

رای بدهم و در سایتها و وبلاگهای خویش دیگران را که حتی در زمان

 

آنها در رحم مادر نبودند اسطوره معرفی کنم و حتی نامی از متالیکا

 

بر زبان نیاورم . لعنت بر من!هزار لعنت بر من وقتی که شاهد این

 

کارها هستم و ساکت مینشینم. هزار لعنت بر من وقتی در وبلاگهای

 

دیگران در قسمت نظرها کسان دیگر را متالر برتر مینامم

 

لعنت به من وقتی جایزه بهترین متالر جهان را به دیگران و

 

یک عده تازه کار میدهم

 

دریغ و هزار دریغ!

 

شاید در نظرم باشد که متالیکا اکنون پیر شده است و جایی در

 

جدول متال ندارد!!؟ اما نه من به خود میگویم متالیکا سن ندارد

 

و همواره به مسیر پر پیچ و خم خود ادامه میدهد و این یاد

 

جیمز هتفیلد و کرک همت و  جی سون و لارس اولریچ است

 

که تا به ابد زنده میماند

 

مــتــــالـــیـــــکــــا هنــــوز زنــــده اســـــت

 

مــتـــــالــیــــکـــــا همیشـــه سر افراز است

 

مــتـــــالــیــــکـــــا  همیشــــگی اســـــــت

 

مـــــتـــــالــیـــــکـــا اســــطــوره اســـــــــت

 

مـــــتـــــالــیـــــکـــا اولین و آخــــــــرین اســـــــــــت

 

مــتـــــــالــــیــــــــکـــــــا  نــــــــخواهــــــد مـــــــــــــــــــــــرد

 METALLICA


درود برشما  سربازان فــلـزی ...

خب همونطور که در پست قبلم گفته شد به دلایلی اسیر گرفتاری این زندگی نچندان ارزشمند شده بودم

و نتونستم برای دوستانم مطلب بگذارم که باید منو ببخشید

همونطور که در پست قبلی گفته شد  

قرار شد که من یک تقعییر به وبم بدم که هنوز هم بر سر حرفم هستم و امیدوارم از پستهای بعد

نتیجه کافی رو بدست بیارم

امیدوارم بهتون تا به اینجا نشون داده شد که من احل ادعا نیستم.اما...

من توی این مدت که نبودم با خودم فکر کردم که گذاشتن بیوگرافی و چند ترک متال موزیک

کار خیلی سختی نیست و زحمت انجام دادن این کارها رو دیگر دوستان در وبلاگهاشون کردن

و اگر قرار به این باشه که من هم این کار رو کرده باشم فقط یک مطلب رو تکراری کردم و صرفا

هیچ فایده ای نداره وگرنه بطور مثال تمام دوستان از جریانات جیمز هتفیلد و بند متالیکا و اینکه

زمانی که متالرهای کنونی وجود نداشتن چه بلاهایی بر سر این ابر مردان آمد که حتی بخاطر

اشعارشون از طرف قاضی های ایالات متحده آمریکا لقب یاران شیطان داده شد و بطور مخفیانه

 دستور ترور براشون صادر شد و بطور کاملا اتفاقی جان سالم به در بردن و الان هم همچنان به

راه مقدسشون ادامه میدن و اکنون من و شماایم که متالرهایی مانند مارلین و کردلی  رو

والا مقام تر میشناسیم  و در نظر نمیگیریم که این متالرهایی مانند متالیکا بودند که راه کسایی

مانند مارلین منسون رو باز کردند که بتوانند به راحتی علیه خدای مسیحیان بخوانند....

 

گفته ام و دوباره هم میگم مــــــــن احل ادعا و خود بزرگ پنداری نیستم و امیدوارم که درمورد

من اشتباه فکر نکنید . حدف من فقط بیدار کردن و بزرگ کردن جامعه متال است و بس.

و اگردر مطالب من به کسی بی احترامی شده منو ببخشه چون همچین قصدی رو ندارم.

نیازی به گفتن نیست چون خود شما در پستهای آینده خواهید دید که منظور از تقعییر چیه

اما بد نیست کمی هم اشاره کنم. من در پستهای بعدیم میخوام بیشتر به مسائل شیطان پرستی

و متال و متالرها(وکال ها و نوازنده های فلزی) و برخورد انسانهای دیگر و دولت با ما

و راه گسترش فرهنگ و جامعه متال و از این سبک مطالب در پستهام قرار بدم که

امیدوارم کار مفیدی باشه و به بیدار و آگاه شدن بعضی از سربازان فلزی کمکی شده باشه.

لطفا حتما نظر واقعی خودتون رو برام بگذارین ۰

و حالا نوبت یک سبک رایج و عامیانست...

چرت متال:

زیر شاخه های آن:عطیقه متال- گند متال- gay متال-مفت متال و مذخرف

متال است

مکان پیدایش آن: در سراسر جهان و نمونه رایج  و قابل توجه آن در ایران به

 وضوح دیده میشود و شناخت آن بسیار آسان می باشد

 

گروه های معروف آن: بهتر اسمشون رو نگم چون آبرو شون میره

 

 

Heavy Metal : زير شاخه اي از موزيک راک که با نفوذ هارد راک بريتانيايي به آمريکا شکل گرفت که مي توان آن را هارد راک ولي با سليقه آمريکايي دانست که ساختاري اعتراضي داشت.

تقسيم بندي آن به چهار دوره است :

دوره اول : از 1968 تا 1983 (دوران نماد گرايي - متال اوليه - عشرت طلبي )

دوره دوم : از 1983 تا 1988 (دوران مصرف گرايي - متال مدرن - كاربرد گرايي )

دوره سوم : از 1988 تا 1996 (بازگشت به عواطف - متال پست مدرن - پوچ گرايي عاطفي)

دوره چهارم : از 1996 تا حالا (اخلاق گرايي - متال سازمان يافته - تعالي گرايي)

مشخصه هاي اصلي آن : اعتراض آميز بودن آن - استفاده از چهره هاي مستهجن - نمادگري - دفاع از حقوق بشر - اثر گذاري روحي و رواني قوي در شنونده - بر حذر بودن از دنياي سياست

ريشه هاي آن : Blues & Rock

معروف ترين زير شاخه هاي آن : Black Metal - Trash Metal - Death Metal - Alternative Metal - Classic Metal - Doom Metal - Power Metal - Gothic Metal

سازهاي رايج آن : Electric Guitar - Drums - Bass Guitar

معروف ترين مبدعين آن : Jimmi Hendrix - The Doors - Black Sabbath - Led Zeppelin - The Who - Deep Purple - Jethro Tull - Alice Cooper - The Beatles - Jeff Back

گروه هاي معروف آن : Amon Amarth - AC/DC - Amorphis - Anathema - Arch Enemy - Bathory - Behemoth - Black Sabbath - Burzum - Children Of Bodom - Death - Deep Purple - Dimmu Borgir - Guns N' Roses - Immortal - In Flames - Iron Maiden  -Korn - Led Zeppelin - Manowar  Mayhem - Metallica - Ozzy Osbourne - Pantera - Rainbow - Rob Zombie - Satyricon - Scorpions - Six Feet Under - Slayer -  - Tiamat - Venom - W.a.s.p - Kiss
 

به دست آوردن پسوورد ياهو از رجيستري ويندوز


به دست آوردن پسوورد ياهو از رجيستري ويندوز:

بعضي از افرادي كه اهل چت كردن هستند از اينكه با ID ديگران وارد ياهو مسنجر شوند و شوخي كوچكي با Add List افراد بكنند بدشان نمي آيد.



براي اينكه Password آخرين كسي را كه از ياهو مسنجر استفاده كرده به دست ياوريم بايد:



از منوي Start گزينه Run را انتخاب كنيد

كلمه ي Regedit را تايپ كنيد تا داخل محيط ويرايش ريجستري شويد

پنجره ي Registery Editor باز ميشود كه از قسمت سمت چپ پنجره به آدرس زيردر ريجستري برويد :

HKEY_CURRENT_USER\Software\Yahoo\Pager

سپس از قسمت سمت راست گزينه ي Save Password را بيابيد و روي آن دو بار كليد كنيد در قسمت Value Data عدد 100 را تايپ كنيد و OK بزنيد حالا ياهو مسنجر را نگاه كنيد آخرين ID و Password ID را خواهيد ديد می توانيد باآن LOGIN بشويد.

براي فهميدن پسوورد فرد قرباني كه به صورت ستاره اي و يا نقطه ي سياه براي شما در ياهو مسنجر به نمايش در آمده است ميتوانيد از برنامه هاي مخصوص نمايش پسوورد استفاده كنيد.

شما ميتوانيد اين كار را در كافي نت ها هم انجام دهيد و با ID كسي كه قبل از شما كار كرده وارد ياهو مسنجر شويد حتي اگر فرد پسوورد ياهو مسنجر را Save نكرده باشد.

البته ممكن است در كافي نت ها براي رجيستري پسوورد داده باشند و با تايپ فرمان Regedit در قسمت Run به پيغام Error برخورد كنيد , در اين صورت ميتوانيد از فرمان Regedt32 به جاي فرمان Regedit استفاده كنيد.

در آخر كار براي برگرداندن تنظيمات به حالت اول به جاي عدد 100 كه در قسمت قبلي داده بوديد عدد 0 را قرار دهيد

انرژی هسته ای در کشور اسلامی قیمت گذاری شد

...

از روز ۲۱ اسفندماه، اسکناس های پنج هزار تومانی، به رنگ نارنجی که

 در پشت آن و در پس زمينه نقشه ايران، نشان سازمان انرژی هسته

 ای ايران ديده می شود، در شبکه بانکی ايران، به جريان می افتد.

 

 

سيد جلال جليليان، مديرکل ريالی و نشر بانک مرکزی، روز شنبه به خبرگزاری ايرنا گفت  :

چاپ اسکناس پنج هزار تومانی را «يک کار اداری» توصيف کرد و

گفت که اين يک «کار اقتصادی» نيست. اسکناس يک وسيله

مبادله است و اين کار ارتباطی با کاهش ارزش پول در کشور ندارد.

فوتبال ایران تعلیق شد

واکنش شدید فیفا به دخالت دولت

 فوتبال ایران تعلیق شد

 

 

فیفا فوتبال ایران را از تمامی فعالیت‌های بین‌المللی برای مدتی نامحدود محروم كرد. كمیته‌ اضطراری فیفا كه متشكل از رییس فیفا و یك نماینده از هر شش كنفدراسیون است دیروز تصمیم گرفت كه فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران را به دلیل «دخالت دولت در امور فوتبال» كه بر خلاف ماده‌ی 17 اساسنامه‌ فیفاست از تمامی فعالیت‌های بین‌المللی محروم كند. كمیته اضطراری فیفا پس از این كه تشخیص داد وضعیت فدراسیون فوتبال ایران با موضوع استقلال فدراسیون‌های عضو در اساسنامه‌ فیفا مغایر است، چنین تصمیمی را اتخاذ كرد. طبق اساسنامه‌ فیفا فدراسیون‌ها باید مستقل و خارج از مسیر تصمیم‌گیری دولتهای كشورشان در تغییر مدیریت فدراسیون باشند. كمیته‌ اضطراری فدراسیون جهانی فوتبال برای خارج شدن ایران از این محرومیت سه موضوع را مطرح كرده‌ است

این موارد به شرح زیر است:

1-تشكیل كمیته‌ ساماندهی فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران كه تركیبی از نفرات مستقل و مورد اعتماد فیفا و كنفدراسیون فوتبال آسیا خواهند بود. نفرات كمیته‌ فوق را این دو نهاد تعیین خواهند كرد.
2-اساسنامه‌ جدید اصلاح‌شده بر اساس اساسنامه‌ فیفا.
3-برگزاری انتخابات جدید تحت نظر فیفا و كنفدراسیون فوتبال آسیا پس از تأیید نهایی اساسنامه‌ای كه در بالا به آن اشاره شد. 

محمد بن همام، رییس كنفدراسیون فوتبال آسیا و عضو كمیته‌ اضطراری فیفا درباره‌ محرومیت ایران، گفت: امیدواریم متولیان فوتبال ایران شرایط مطرح‌شده را بپذیرند كه این مسأله نه تنها برای بهبود وضعیت فوتبال بلكه برای حضور تیم‌های فوتبال ایران در مسابقات مهم آسیایی اهمیت دارد. 

گفتنی است در مرداد 1385 فیفا و كنفدراسیون فوتبال آسیا به ایران مهلت دادند تا تاریخ 24 آبان 1385 محمد دادکان، رییس فدراسیون را بار دیگر به پست سابقش بازگردانند و اساسنامه را مطابق با اساسنامه فیفا كند. 
فیفا و AFC اعلام كرده بودند كه مقام دادکان و اعضای هیأت رییسه‌ او را همچنان به رسمیت می‌شناسند و آنها دارای مشروعیت ریاست و اداره‌ فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران می‌دانند

نرگس ۲ از زبان ایفاگران این نقش در گفتگو با روزنامه گاردین !

نرگس ۲ از زبان ایفاگران این نقش در گفتگو با روزنامه گاردین !

سرانجام داستان زهره شوکت اینچنین رقم خورد :

 

 

زهرا امير ابراهيمی به گاردين گفته که اين فيلم با "تکنيک های مونتاژ" درست شده و صورت او را روی صورت فرد ديگری گذاشتن. به گزارش گاردين همين تکذيب خانم ابراهيمی احتمالا برای برائت او در دادگاه کافی خواهد بود. گاردين نوشته نامزد سابق خانم ابراهيمی که دستيار تهيه در سينماست و بعد از فرار به ارمنستان دستگير شده و به ايران برگردانده شده به جرم ساخت و توزيع اين فيلم احتمالا به سه سال زندان و معادل 6 هزار پوند جريمه محکوم می شه.

 

نامزد خانم ابراهيمی پذيرفته که در اين ماجرا نقش داشته اما ادعا کرده که ايده اين کار از خود ابراهيمی بوده و در خانه خود خانم ابراهيمی فيلمبرداری شده و بعدا هم توسط خود او پخش شده. در مقابل زهرا ابراهيمی به گاردين گفته که نامزد سابقش بعد از اينکه يک سال پيش رابطه شون به خاطر خيانتش به هم خورد، او رو تهديد به انتقام کرده و گفته بوده "کاری می کنه که من ديگه نتونم سرم رو بلند کنم و مانع از اين می شه که ديگه بتونم در ايران کار کنم".

به نوشته گاردين، برآورد می شه طی دو ماه گذشته حدود 100 هزار کپی از اين فيلم که به "نرگس 2" مشهور شده بين مردم دست به دست شده. زهرا ابراهيمی اضطراب و نگرانی اش را از انتشار فيلم تاييد کرده ولی گزارش های مربوط به خودکشی اش رو تکذيب کرده.

در انتهای گزارش هم به نقل از زهرا ابراهمی اومده که "والدين من و خودم فکر می کرديم در جامعه ای منطقی و روشن زندگی می کنيم. در عوض ديديم که 90 درصد مردم اين چيزها رو دنبال می کنن و اونها رو جدی می گيرن. اگه مردم امکانشو داشته باشن دنبال مسائل و چيزهای مبتذل می رن".

 

***

اما خبر داغ دیگه که از ما نشنیده بگیرد اینه که فیلم یکی از معروف ترین چهره های زن سریال های سال های اخیر تلویزیون هم جدیدا در تهران به قیمت بالای ۱۰ هزار تومان بفروش میره !!!

 

جواد رضويان: براي تعطيلات نوروز سريال مي‌سازد

جواد رضويان بازيگر، گفت: قصد دارم براي ايام نوروز سريالي در 15 قسمت 45دقيقه‌اي بسازم.

جواد رضويان، بازيگر در گفت وگو با فارس، گفت: كار نگارش اين مجموعه تلويزيوني به پايان رسيده است و تصميم دارم اين مجموعه را در 15 قسمت 45دقيقه‌اي با مشاركت يك ارگان دولتي براي پخش از شبكه اول سيما بسازم.
وي در ادامه با اشاره به اينكه هنوز نامي براي اين مجموعه انتخاب نكرده است، گفت: بازيگران اين مجموعه هنوز انتخاب نشده‌اند و پس از پايان كارم در فيلم سينمايي «كلاهي براي باران» به ساختن اين مجموعه مي‌پردازم.
كلاهي براي باران فيلمي كمدي است كه كار ساخت آن به تازگي توسط «مسعود نوابي» آغاز شده است.
در اين فيلم كمدي فتحعلي اويسي، مهران غفوريان و رضا عطاران به همراه جواد رضويان به ايفاي نقش

مزاحمان دختران دبيرستاني دستگير شدند

مزاحمان دختران دبيرستاني دستگير شدند

جام جم آنلاین -

10 شرور که هنگام تعطيلي مدارس دخترانه در منطقه نازي آباد تهران ، اقدام به ايجاد مزاحمت براي نواميس مردم مي کردند ، در يک اقدام ضربتي از سوي ماموران کلانتري 130 دستگير شدند.
سرگرد قرباني ، رئيس کلانتري 130 نازي آباد با اشاره به اين خبر به خبرنگار ما گفت : از چندي پيش شکايت هايي در ارتباط با مزاحمت هاي 10 شرور در خيابان هاي ميثاق و ميعاد نازي آباد به کلانتري ارجاع شده بود که نشان مي داد 10 شرور و مزاحم خياباني با پرسه زدن در اطراف مدارس دخترانه با سد کردن راه عبوري دختران دانش آموز ، براي آنها ايجاد مزاحمت مي کنند و در چند مرحله نيز آنها اقدام به کشيدن چادر از سر دختران کرده اند. قرباني افزود: با تشکيل پرونده اي در اين ارتباط ، موضوع به شعبه 6 دادياري دادسراي بعثت گزارش شد و با دستور قضايي ، ماموران کلانتري 130 در قالب گروههاي شناسايي و عملياتي با شناسايي 10 شرور مزاحم ، در يک اقدام ضربتي اين متهمان را دستگير و به کلانتري منتقل کردند.

حمله به دختران دانش آموز
با تحقيق از متهمان معلوم شد آنها از چندي پيش براي دختران دانش آموز مزاحمت ايجاد مي کرده اند و در چند مرحله نيز اقدام به کتک زدن دختران دانش آموز کرده اند. رئيس کلانتري 130 نازي آباد افزود: با جمعبندي اطلاعات مربوط ، داديار شعبه ششم دادسراي بعثت ، دستور انتقال متهمان به مقابل مدارس دخترانه را صادر کرد و بعدازظهر روز گذشته اين متهمان وقتي مقابل دانش آموزان قرار گرفتند ، دانش آموزان عنوان کردند ، بارها اين افراد برايشان مزاحمت ايجاد کرده اند. سرگرد قرباني تصريح کرد: با توجه به نوع عملکرد مجرمان و از آنجا که دفاع از مردم از اولويت هاي مولفه هاي امنيت در نيروي انتظامي محسوب مي شود، با افرادي که بخواهند از مردم سلب آسايش کرده و براي نواميس آنها ايجاد مزاحمت کنند ، با قاطعيت و قدرت برخورد خواهد شد. وي افزود: شهروندان ساکن در حوزه استحفاظي کلانتري 130 نازي آباد در صورت مشاهده شرارت ، مزاحمت و هر نوع مشکلي که از سوي افراد مجرم براي آنها ايجاد مي شود ، مي توانند به صورت مستقيم با رئيس کلانتري تماس بگيرند و مشکلاتشان را مطرح کنند و يقين داشته باشند موارد مطرح شده با جديت و در اولين فرصت مورد بررسي قرار خواهد گرفت.

Marry internet style!!!ازدواج به سبک اینترنتی!

ازدواج به سبک اینترنتی!

عروس خانم دوشیزه    shirin_sooskesiah     آیا وکیلم شما را به مهر :

گوگل عدد سکه بهار آزادی  /    یک وب کم  / سند یک سایت اینترنت اختصاصی  دات کام / یک مودم DSL  / اینترنت پرسرعت به اندازه طول عمر نوح! / LCD  و شمعدان / یک هدست بی سیم / چهارده روم اختصاصی به نیت چهارده ...   / پنج گیگا بایت میل باکس اختصاصی به نیت پنج ... 

 به عقد دائم آقای   feri_ferferi  در بیاورم ؟

جمعیت : عروس رفته آف هاش رو چک کنه!!!         حاج آقا : برای بار دوم آیا وکیلم ؟   

جمعیت : عروس رفته ویروس کش آپدیت کنه!!         حاج آقا :!!!BUZZ  ,  برای بار سوم خفم کردی آیا وکیلم ؟

عروس : با اجازه بزرگترهای Room بله!

proxy

proxy 1 

proxy2 

 proxy 

 proxy

خون آشام

تصويري كه در بالا مشاهده مي كنيد متعلق به آنتوني پرودو مي باشد . او كه هم اكنون در 78 سالگي در يكي از محله هاي ايالت كاليفرنيا در خانه اي نسبتا بزرگ زندگي مي كند و بازنشسته مجله ي سورند اويك مي باشد ادعا مي كند در دوران جواني در واقع نوعي خون آشام بوده است .
در محاسبه اي كه ماهنامه ي دورتا با وي انجام داد او گفت : از دوران بلوغ به بعد احساس كردم از خون خوشم مي آيد اوايل آب تمشك يا ميوه هاي شبيه به آن را مي گرفتم و با حس اينكه خون است آن را مي خوردم با تشريفات خاصي . مثلا جلوي آينه مي ايستادم در اتاقم كه تاريك بود و تنها شمعي روشن مي كردم كه رنگ محتويات ليوان و چهره ام را نشان دهد و از اين كار لذت مي بردم .
بعدها يعني بين سنين 19 تا 21 سالگي از خون گنجشكها مي خوردم . آنها را شكار مي كردم يا از پرنده فروشي مي خريدم و پس از بريدن گلوي آنها خونشان را مي نوشيدم . كسي خبر نداشت ولي من از اين كار لذت فراوان ميبردم .
بعدها با سوزن انگشتانم را سوراخ مي كردم و خون خودرا مي خوردم كمي بعد با يكي از دوستان صميمي ام كه متوجه حال عجيب من شده بود در ميان گذاشتم و خواستم كمي از خون خود را به من بدهد او اين كار را كرد و مقدار خيلي كمي از خون خودش را در ظرفي بمن داد و گفت بيشتر از آن ديگر غيرمنطقي است و نمي تواند كمكم كند .
ولي از همان سالها تا نزديك 34 سالگي به خوردن خون پرندگان و خودم مي پرداختم و علاقه ام كم نشده بود البته نمي دانم چرا و لي چهره ام تغيير كرده بود . زير چشمانم گود بود و دهان و زبانم سرخ بود كمي عجيب بود . د ر آن سال ازدواج كردم و بخاطر همسرم مجبور شدم ديگر خون نخورم چون مرا مي ديد و شايد جدا ميشد . 3 فرزند هم دارم كه ظاهرا هيچ كدام علاقه اي به خون ندارند . آنها در حال حاضر فرزنداني هم دارند و گاهي نوه هايم را مي بينم .
حالا پس از 44 سال بيشتر شبيه خون آشامان شدم در حاليكه 44 سال است ديگر خون نخورده ام . بعضي كودكان از من فرار مي كنند البته ناراحت نمي شوم زيرا در آن سالها به كسي صدمه نرساندم و بابت پرندگان هم اغلب اوقات پول داده بودم بنابراين حقي بر گردنم نيست .
پس از فاش كردن اين موضوع مدتي پليس تحت نظرم گرفت ولي وقتي با مشكلي مواجه نشد پيگيري را قطع كرد .
او لبخند زد تا ما عكسي از او بگيريم . از اينكه رازش را فاش كرده بود نه خوشحال بود نه ناراحت . مي گفت : اتفاق خاصي نيفتاده است فقط ديدم بد نيست مردم بدانند دراكولا وجود دارد . اما دراكولايي كه در فيلمها هست خيلي نامهربان و سنگدل است .
او تاكنون بخاطر اين حسش به پزشك مراجعه نكرده بود و برايش خيلي هم مهم نبود كه دليل خون آشام بودنش در شروع جواني تا 34 سالگي را بداند .

دستگيری زهره تقلبی

 ببینید چه جوری می خوان گندی که بالا اومده رو جم کنن  آخه سینمای ایران داشت می رفت زیر سوال !!!

به خاطر اینکه ، سینمای ایران نره زیر سوال ببینید چه خالی ها که نمی بندن. خیال کردن مردم خرن

رییس پلیس تهران:به حول قوه الهی و با تلاش ماموران نیروی انتظامی تهران بزرگ ۲ نفر از عوامل اصلی این پرونده را دستگیر

و تحویل مقامات قضایی داده شد ولی هنوز متهم ردیف اول علی

ملقب به قشو متواری شده است .اخرین گزارشات حاکی است که رد پای این شخص را تا حوالی زادگاه خود یعنی قزوین تعقیب

کرده اند.

زن مبدل خانم ابراهیمی به تمامی کارهای خود اعتراف کرده است و فردا در شعبه ۲ دادگاه قضایی تهران محاکمه خواهد شد.

رییس پلیس تهران:خانوم سکینه.م متولد ۶۱.۳.۱۳ تهران میباشد وی که ۲سالی است که از خانه ی پدری خود متواری شده است به خاطره پول و البته با فریب نقش اول این داستان (علی معروف به قشو) تن به این کار نا جوانمردانه داده است و البته از این عمل خود اظهار ندامت میکند و همه ی ماجرا را اعتراف کرده است.

از مادر متولد شدم...

اينم شعر قشنگي از دوسته عزيزم حسن

وقتي از مادر متولد شدم صداي در گوشم طنين انداخت!

كه گفت بعد از اين با تو خواهم بود

به او گفتم كيستي..؟ گفت:غم

فكر كردم غم عروسكي خواهد بود كه من بعدها با او بازي خواهم كرد

ولي بعدها فهميدم ...

كه من عروسكي هستم در دستان غم  ...!!!

اينم وبلاگ حسن